برکات

نمی‌دانم یادداشت امروزم بیش‌تر به هیئت و رفاقت هیئتی مربوط است یا برکات حج خانه خدا.

قبل‌تر، در شرح ماجراهای شیرین حج ۹۶ گفته بودم که زائری داشتیم به اسم فاطمه خانم. اولین زائری که اسم نوشت و سر لیست کاروان ۸۵ نفره‌مان بود. پیرزنی که تک و تنها ثبت نام کرده بود بیاید حج و حاضر به یراق‌ترین حاجیِ کاروان‌مان بود و درست سه ماه مانده به روزِ رفتن، کلیه‌هایش از کار افتادند و از حج باز ماند. و گفته بودم که جایگزینِ فاطمه خانمِ همشهری ما، فاطمه خانم دیگری شد از روستائی در حومه شیراز که نیابت داده بود به سیدی روحانی از اهالی اهواز که می‌رفت روستایشان برای تبلیغ، که به نیابتش حج کند و سیدحمید با تلفن ما را یافت و با اینترنت مدارکش را فرستاد و طی فرایندی کاملا الکترونیکی، پذیرش شد و شد آخرین زائرِ کاروان ۸۵ نفره‌مان.

سید را تا روز اعزام و تا فرودگاه ندیدیم و اولین بار در سالن انتظار پروازهای خارجی فرودگاه ارومیه دیدمش و قضا را تهِ تهِ طیاره جا گیر دو تامان آمد و هم‌نشینی و هم‌صحبتی‌مان از همان اولِ سفر گل انداخت و رفیق شدیم و توی هتل مدینه و مکه هم آوردیمش اتاق خودمان و سی و چند روز را با عوامل هم‌اتاق بود و شرح مفصلش را همان زمان نوشتم.

روز دومی که در مدینه بودیم، سید سر ظهر دست پر آمد اتاق. دست پر یعنی با کیسه‌ای پر از خرمائی که چروک‌تر از خرماهای معمول بود. پرسیدم «سید! کنار صبحانه خرما می‌دهیم خب. این‌همه خرما را می‌خواهی چیکار؟» خندید. گفت «روایت داریم از امیرمومنان که هر کس که اولاد ندارد، اگر از این خرما – اسم خاصی داشت. اسمش را هم گفت. من یادم نمانده- بخورد، خدا اولادش می‌دهد. یادم افتاد شب آخری که داشتیم جمع می‌کردیم بیائیم، یکی از همسایه‌های دفتر زیارتی دستم را گرفت و کشیدم کنار و در گوشم گفت «داری می‌روی؛ از خدا برای مصطفای ما یک ببه! بخواه.» و از سیدحمید خواستم از آن خرما برای من هم بخرد که ببرم برای مصطفا. و نخرید و جایش مُشتی خرما از کیسه‌ای که خریده بود داد و گفت بخورند و خدا بحق امیرالمومنین علیه السلام اولاد به‌شان می‌دهد.

گذشت و حج به سلامت برگزار شد و برگشتیم و سیدحمید رفت اهواز و ما با خرمائی که از سید گرفته بودیم آمدیم خوی و در اولین فرصت، رساندمش دست صاحبش.

و باز گذشت و شب تاسوعا شد و مصطفا را دیدم توی هیئت و آمد جلو برای خوش و بش و عکس زمینه‌ی گوشی‌اش را نشانم داد که این محمدحسین است و الان چهار ماهش شده و… .

لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللَّـهِ فِی أَیَّامٍ مَّعْلُومَات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *