بلاکشان پاکستان (۱)

ما که اهل خوی‌ایم و یال غربی کوه‌های بلند شهرمان می‌خورد به کوه‌های کشور دوست! و همسایه؛ ترکیه و راهی که از شهرمان می‌گذرد تا مرز و از مرز تا مرکز اولین استان آن‌ها، نزدیک‌ترین راه ارتباط جاده‌ای به ترکیه است، طبیعتا سر و کارمان با مرز و تبعاتی که وجود مرزهای سیاسی می‌آفرینند زیاد است.

و این یک اصل است که هرجا راه هست، بیراهه هم هست و پرواضح است که سوای ترددهای قانونی‌ای که از مرز می‌شود، عبور غیرمجاز و از دل کوه و دره هم وجود دارد و از وقتی که قصه‌ی داعش بوجود آمد، این ترددات بیش‌تر شد و هم‌داستانی ترکیه با داعش و گشودن مرز بروی آن وحوش برای گسیل به شامات و افتتاح دفتر نمایندگی سیاسی‌شان در استانبول و در باغ سبزی که نشان جوان‌های افغانی و پاکستانی و کشمیری دادند و وعده‌های دلاری و بشارت بهشت و هم‌جواری با رسول الله، باعث شد که ترددهای غیرقانونی به ترکیه افزون‌تر شود و طبعا؛ آمار دستگیرشدگان و تلف شدگان در دل کوه و کمر.

خاصه در زمستان و دمای چند ده درجه‌ایِ زیر صفر و برف چند متری‌ای که زمستان نیامده، کوه‌های مشترک مرزی را سفید می‌کند و تا اردی‌بهشت بهمن روی بهمن و کولاک روی کولاک می‌آید و اگر کسی در دل کوه و کمر تلف شد، باید برای یافتن نعشش تا آب شدن برف‌ها که تا خرداد و تیر هم ممکن است طول بکشد، صبر کرد. البته اگر جنازه‌ای باقی مانده باشد از چنگ و نیش و دندان گرگ و گراز و سگ‌های گرسنه‌ی بی‌طعمه‌ی کوه و کمر در سیاهِ زمستان.

و پر واضح است ساده دلانی که به سودای دلار و جوار حوری و هم‌نشینی با رسول در بهشت، ترک وطن می‌کنند، احمق‌تر از آنند که بدانند مرزبانان تیزچشم و همیشه بیدار ایرانی، چنان حواس‌شان به ترددهای غیرقانونی هست که کم کسی توانسته از چنگ تسلط‌شان بگریزد و هفته‌ای نیست کرور کرور مهاجر غیرقانونی را بار کامیون، تحویل مرزهای شرقی ندهند و سوای دستگیرشدگان، نگون بختانی هم هستند که قبل رسیدن به مرز، گرفتار بهمن و پرت شدن از یال کوه، می‌روند قاطی باقالی‌ها.

و حالا که بهار آمده و فصل آب شدنِ برف‌هاست، هفته‌ای نمی‌گذرد الا به این‌که جنازه‌ی یکی دو تبعه‌ی خارجی از زیر برف درآید. همان‌ها که کج کرده بودند سمت ترکیه که بروند در گردان‌های داعش (دولت اسلامی عراق و شام) اسم بنویسند و یا شهید شوند و حوری و غلمان نصیب‌شان شود و یا جهاد کنند و دلارِ آمریکا بستانند.

مسافران غیرقانونی‌ای که از پاکستان و افغانستان و کشمیر می‌آیند تا از دل کوه‌های مرزی ایران و ترکیه رد شوند و به داعش بپیوندند و یا از راه یونان به اردوگاه پناه‌جویان سازمان ملل در آن سوی آب‌های آزاد برسند و بهشت‌شان رسیدن به اروپاست.

این تا این‌جای ماجرا بود و شنیدنی‌تر، حکایتِ بعد از اینِ این بخت برگشتگانِ در غربت جان سپرده است. پیکرها که کشف می‌شود، خودروی مخصوص حمل اموات سازمان ما می‌رود که از پای کوه بیاوردشان این‌جا برای سیر مراحل قانونی. البته اگر پیکر درست و درمانی مانده باشد برای‌شان و گوشتِ تَنِ از فریزرِ خروار خروار بهمن بیرون آمده، نصیب گرگ و پلنگ نشده باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *