به رنگ پائیز

فصل نو شده است.
فصلِ نو، رنگ به رخسار زمین و زمان می پاشد.
اسمش رویش است: فصل هزار رنگ.
پائیز!
با آنهمه رنگ و برگ های خزان شده.
با سوزی مطبوع و خواستنی.
با بعد از ظهرهای ولرم و کوتاه که جان می دهند برای چرت بعد از نهار.
با بازار قدیمی شهر و بهت زیبای تماشای مقرنس ها و طاقهای راسته فرش فروش ها …
با تابلوی قدیمی مغازه قندریزی حاجی (…) که نمره ی تلفنش هنوز! چهار رقمی است …
پائیز!
فصل شکوهمند لذتِ دوست داشتن.
وقتی که طبیعت، برگ و بار می ریزد و رنگ و رو می گیرد.
و باز این چنین است قصه ی هزار فصل روز حَشر!
و کذلک النشور …

دیدگاه ها

  1. تبریزی

    سلام
    از اظهار لطفتون ممنون. استفاده کردیم از کامنت داهیانه ای که گذاشته بودین.
    .
    .
    .
    بله! حتما ایمیل کنید. مسلما خوشحالمون خواهید کرد.

Comments are closed.