سن و سال

مرحوم جلال آل‌احمد که خلد برین و برزخ بهشتی برایش مسکن و مأوا باشد در قصه‌ای که بنام زیارت نوشت و نشر داد، دم به دقیقه از زبان آن زائر عوامِ پیرسال بجای قسم و آیه می‌گوید: «به آن قفلی که خواهم بوسید… .» این بوسیدنِ قفلِ درِ زیارت‌گاه، مثل امضائی بود که بوسنده‌اش با بوسه‌ای که روی قفل به جا می‌گذاشت، پای کاغذ می‌گذارند و متعهد می‌شد که بعد زیارت، اقسامی از دروغ و غیبت و ربا و شرب خمر و مثل این‌ها را ببوسد و بگذارد کنار.

سال‌ها پیش زن میان‌سالی از آذربایجان شمالی میهمان آمده بود خانه‌ی یکی از همسایه‌ها. یک روز باتفاق زن همسایه آمدند خانه‌ی ما به عصر نشینی و گعده… . صحبت از هر طرف شد و رسید به حجاب و پوشیدگی و آخر سر در جواب مادرم که به‌ش به نیت خیر گفت که «شما که سن و سالت گذشته. بهتر نیست حجاب کنی و پوشیده‌تر باشی؟» در آمد که «من که هنوز زیارت نرفته‌ام! وانگهی، هنوز قفل را هم نبوسیده‌ام. حجاب کنم که چه بشود؟» یعنی به قرائتِ آن‌ها، انسان مادام که مکه و کربلا و مشهد نرفته باشد و به زیارت معصومی مشرف نشده باشد، شرب خمر برایش آزاد است و نداشتن حجاب مشکلی در دینش بوجود نمی‌آورد.

این عقیده‌ی خنده‌دار را در لایه‌های بالاترش ما هم داریم.

معتقدیم مادام که دخترمان را عروس نکرده‌ایم و شتر شتر بار جهیزه با او راهی خانه‌ی شوهر نکرده‌ایم و پسرمان را زن نداده‌ایم و برایش آپارتمان و ماشین نگرفته‌ایم، مستطیع هم که باشیم، حج برای‌مان واجب نشده و حج‌مان و حجِ واجب‌تر و اولی‌ترمان در خانه‌مان و مقابل چشمان‌مان است؛ پسرم را زن نداده‌ام و دخترم را هنوز عروس نکرده‌ام. راهی‌شان که کردم، حج هم می‌روم خدا بخواهد!

این است که سن و سالِ حاجی‌های ایرانی برخلاف حجاج سائر بلاد – به غیر پاکستان – نوعا بالای شصت سال است و هر سال وقت ثبت نام کاروان‌ها و اعلام اولویت‌های تشرف، درصد قابل ملاحظه‌ای از منتظرین اعزام، به دلایل پزشکی از حج باز می‌مانند و آن‌ها هم که از فیلتر آزمایش فشار و قند و تپش قلب رد می‌شوند، نصف بیش‌تر اعمال حج را می‌دهند کس دیگری برای‌شان بجا بیاورد و نای رفتن به جمرات و سنگ زدن شیطان را ندارند و نائب می‌گیرند. یا توان طواف در ازدحام صحن اصلی مسجدالحرام را ندارند و نائب می‌گیرند یا قدرت هفت بار پیاده رفتن و برگشتن از صفا و مروه را ندارند و ولیچر کرایه می‌کنند و تا حج و مناسکش را به جا بیاورند، جان جوان‌ترهای کاروان را به لب می‌آورند.

الغرض، مشکل این‌جاست که کسی تا قبل ۵۰ و ۶۰ سالگیش یادش نمی‌افتد که حج واجب بر ضمه دارد و همتی نمی‌کند به رفتن. و خوشا به حال کسی که یا خودش یا نائبش فریضه حجش را به جا بیاورد و خیلی از منتظرالحج‌ها، مکه ندیده از دنیا می‌روند و وراث، فیش را به تومان نزدیک می‌کنند و حاجی حاجی مکه… .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *