عذر تقصیر بابت تاخیر

…اندکی این مثنوی تاخیـــــــر شد.
در این یک ماه و اندی که بر ما گذشت گو اینکه کون و مکان و ابر و باد و مه خورشید و فلک دست بدست هم داده بود تا تلنگری از غفلتی باشد که این روزها بر من و ما می گذرد.
القصه این غیبت تقریبا چهل روزه ,گویا چله ای بود به تعبیر اینکه ««اتممناها بــــعشر»».این برگشتن دوباره و آغاز دیگر باره؛شاید فصل جدیدی باشد از دیدنها و فهمیدنهای متفاوت ..تفاوتی در ردای اصلاح برای ترسیم آنچه در انتظار دستان ماهر نقاش چیره دست تقدیر که بر پیشانی بلند سرنوشت این روزها ,برهم تنیده می شود…
سالهاست که روز شانزدهم آبان برای آن آشنای غریب روز دیگریست…
شانزدهم آبان یکهزاروسیصدوشصت ویک
یا علی مدد

دیدگاه ها

Comments are closed.