مجلس تنهائی

مجلس سوم: اِنَّ اللهَ شاءَ اَن یَراکَ قَتیلا…
چون حسین بن علی بر عَقَبه ی بطن بالا رفت، اصحاب ِ خود را گفت « من خود را کشته می بینم. »
گفتند « چگونه یا اباعبد الله »
گفت « خوابی دیدم. »
گفتند « چه بود؟ »
گفت « دیدم سگانی مرا می دریدند و در آن میانه، سگی بود دورنگ. »
کتابِ آه
صفحه ی یکصد و هشتاد و نهم

دیدگاه ها

  1. fadaie

    سلام،من بیشتر برا نماز جماعت میام مسجد شیخ،اگه قسمت باشه و توفیقی حاصل بشه( فردا اگه وقت کردی) میبینمت

Comments are closed.