آرشیو ماهانه: شهریور ۱۳۸۴

بیاد آن چند نفسی که در کاظمیه در سینه ام شد…

*********** یکشنبه -۸۱/۵/۲۱ اولین گروه از ۴۴گروهی هستیم که باید تا ظهر امروز از مرز عبور کنند. اولین برخوردی که با یک عراقی دارم دقیقا تو نقطه صفر مرزی پشت میله های مرزاست. سرباز سیه چرده ای که ناخودآگاه آدمو یاد صدام میندازه. هنوز داخل خاک ایران بودم که ازش ساعتو بوقت بغداد می پرسم؛۸:۰۵ …

سید موسی …

سید موسی کسی بود که بیشتر کارهای بزرگ زندگی اش را در دوران جوانی بثمر رسانده بود.از اینرو ایجاد ارتباط با نوجوانان و جوانان برایش بیشتر از هر قشر دیگری مهم بود. اولین گام این تماس و آشنائی از جلساتی برداشته شد که سید بطور هفتگی، برای دانش آموزان دو موسسه فرهنگی بزرگ لبنان “الکلیه …

الگوى جاودان مدیریت انقلابى و اسلامى

وبلاگ تریبونیست مناسب و بجا که ما آدمها آنچه بنظرمان جالب است را به اشتراک بگذاریم در روزهای اول نخست‌وزیری، آقای رجایی مرا خواست و به من حکمی داد که طی آن، کلیه اموال مازاد دولت را شناسایی و از سطح وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مراکز دولتی جمع‌آوری کنم. ایشان به من گفت: «هرچه اموال لوکس …

راه رجا بسته نیست…

مجموعه جالبی از خاطران خواندنی از شهید رجائی از نخستین مصوبات دولت آقای رجایی، این بود که وزرا باید در بدترین اتاق‌های مجموعه وزارتی مستقر بشوند. خود ایشان اتاق کوچک منشی‌ها را به عنوان اتاق کار انتخاب کرده بود. در اتاق او، حتی یک مبل دیده نمی‌شد. چند صندلی و یک میز را در این …

مرد موعود…

*** وقتی تو بیائی تیرهای سیمانی برق شکوفه می دهند و گلهای کاغذی به حراج طراوت می نشینند! و غنچه ها چندان می خندند که از دهانشان گل می ریزد *** وقتی تو بیائی سنگفرش سرد خیابان چراگاه آهوان می شود! گرگها در برابر گوسفندان زانو می زنند و شقاوت نیاکان را به کرنشی غریب …

شیخ الرئیس

امروز تولد ابن سینا،حکیم بلند آوازه ایست که او و یافته ها و نوشته هایش در حافظه تاریخی این قوم کهن سالهای سال است که مانده است وخواهد ماند. یاد مردانی چون ابن سینا ، آدمی را بیاد روزهای طلائی شکوه و عظمت تاریخی این مرز و بو م می اندازد. روزگاری که بازار روم …

اعتکاف

سال اولی که رفته بودیم اعتکاف مثل الان نبود که فرهنگ اعتکاف جا بیافته و متولی خاصی مسئول امور تدارکاتی و فرهنگی اعتکاف باشه و برنامه روی محاسبه اداره شه. جالبتر اینکه روز اول بعد نماز صبح همه گرفتن خوابیدن و ما هم البته تا لنگ ظهر. نزدیکای ظهر که پاشدیم یه بنده خدائی که …

صله

وحید را دوستان قدیمی تر خاطرشان هست ، دوست طلبه ام که آسمون و ریسمون زندگی اش یه جورای بسیار شدیدی به آقا امام عصر علیه السلام ربط داره . آدرس دقیقش هم می شود پست سازمان ملی انتظارو refresh… امروز دوباره اومده بود خوی.اینکه در این دیدار چند دقیقه ای بین من و وحید …

امیر دلها

علی به روایت علی پیامبر مرا در دامان خود پرورید. در کودکی مرا چون فرزند خویش در آغوش گرمش می‌فشرد و در جایگاه مخصوصش جای می‌داد. آنچنان به پیامبر نزدیک بودم که عطر خوش او را می‌شنیدم. او غذا را می‌جوید و در دهانم می‌گذاشت من پیوسته به دنبال پیامبر می‌رفتم. هر روز نکته‌های تازه …

برای او که هماره با من است

بزرگیت دریائیست که نمی توان آنرا در چند سطر به کوزه کرد و کهکشانی که افقش برق چشمان زیبای توست ؛ که تو و افق در یک امتدادید و به یک سو… سطرها حقیرتر از آنند که تو را تصویر کنند و کلمات بی وزنتر از آنکه قافیه هائی باشند برای سرایش دستهای گرم همیشه …