آرشیو ماهانه: مرداد ۱۳۸۸

معرفت دُرّ گرانیست به هر کس ندهندش!

ـ شما پسر همین شهیدید؟ و انگار که راز سر به مُهری را فاش کند، لا ینقطع ادامه داد که ایشون معلم ما بود. تو قره ضیاءالدین. ما هر بار که بیائیم خوی، می آئیم اینجا. هر چی هم حاجت داشته باشیم بهمون می ده … ـ گفتم: …. سلام برسونید! پی نویس: حالا هی …

با حوصله ی تنگ و دل سنگ چه سازم؟

عمو می گفت روزهای آن جائی که تو رفته ای – بهشت منظورش بود! – مثل روزها و ساعتهای ما نیست که زود زود بیایند و بگذرند و تو یک هو ببینی که ای دل غافل! سالهاست از کس و کارت بی خبری. می گفت هر هزار سال ما، یک لحظه ی آنجائی که الان …

موسی ها و ماهی ها

می بینی! همه ی موسی ها بعد از گم کردن ماهی هایشان همین قدر نا آرام و ناصبور می شوند. این زمین تا دلت بخواهد پر است از موسی ها و ماهی های گمشده…ماهی هایی که خدا خودش به تو می دهد تا گم شان کنی. تو فکر می کنی چیزی به دست بیاید که …

حال همه‌ی ما خوب است… اما…

سلام! حال همه‌ی ما خوب است ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان! تا یادم نرفته است بنویسم حوالیِ خوابهای ما …

آدم ها ی مقدس!

– « در واقع اول آدمها مقدس می شن و بعد اشیا. فکر می کنم آدم ها، خیلی ساده، به این خاطر مقدس می شن که کارهای خوبی انجام می دن. یا بهتر بگم کارهائی که به شدت خوبند. وقتی کاری رو که شدیداً خوب باشه انجام بدی انگار یه چراغ توی روحت روشن کرده …

روز پدر های ستاره نشین

امروز در برزخی از دلتنگی و رجاء، فقط آیه خوانده ام؛ «وَلا تَحسَبَّنَ الذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ اَمواتا. بَل آَحیاٌ عِندَ رَبِهِّم یُرزَقوُن …» این یکی دو سه روزه، هر بار که پیچ رادیوی ماشین را باز کرده ام و از پدر گفته اند،‌باز آن زخم کهنه سر باز می کند. چرا نیستی تو؟ …

آدم و بهانه هایش …

بهانه ی ما همیشه و همه جا جور است. یکبار مهمانی ات می خورد وسط امتحان هایمان. یکبار سرما می خورد به مان. یکبار میهمان رودربایستی دار می فرستی برامان. یکبار که بعد عمری معجزه صادر می کنیم که مثلا دوخط دعا و ذکر بزنیم به کمرمان،‌ انواع خمیازه و دهن دره ازمان صادر می …