آرشیو ماهانه: شهریور ۱۳۸۹

«تنزّل الملائکه والروح»

فرمود: «لیلهالقدر خیرٌ من الف شهر … لیس فیها لیلهالقدر». هزار ماهى که در آن لیلهالقدر نیست. مسلّم در هزار ماه متوالى، دهها لیلهالقدر است؛ اما آن لیلهالقدر نیست. لیلهالقدرى که در آن امام نیست و «تنزّل الملائکه والروح» نیست، یا اگر تنزّل ملائکه هست، مردم از آن استفاده نمى‌کنند؛ این چه لیلهالقدرى است؟ لیلهالقدر …

زیستن در هوای قدر

ام شب، قرآن برای هزار و چندصد و چندمین نوبت نازل می شود و ما برای هزار و هزارمین نوبت یتیم درک قدر قلب قرآن ایم. ام شب، قدر را به وسعت هزار ماه قسمت می کنند. ام شب، فوج فوج ملائکه ی مقرب به قلب قطب عالم امکان نزول می کنند تا تقدیر را …

طعم آفتاب

دل را به خدا پیوند بزنید. راهش معلوم است: ترک گناه، انجام واجبات، به‌خصوص نماز و به‌ویژه در اول وقت و با حضور قلب، بعد هم مستحبات از انس با قرآن تا نافله و نماز شب. اگر به بچه‌های خودم هم می‌خواستم بهترین سفارش را بکنم، همین‌ها را می‌گفتم.* *.- ره بر نیک اندیش انقلاب. …

نذر سرو رعنای حسن بن علی علیهما سلام

زیر پایش خدا غزل می ریخت غزلی را که از ازل می ریخت آن امامی که تا سحر امشب روی لبهای من غزل می ریخت شب شعر مرا چه شیرین کرد بین هر واژه ای عسل می ریخت آن که در جیب کودکان یتی قمر و زهره و زحل می ریخت آن کریمی که در …

ذلک فضل‌اللَّه یؤتیه من یشاء

هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین. و آخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم! یعنى خدا این پیامبر را فقط براى همین عده‌یى که هستند، نفرستاده است؛ بلکه براى دیگرانى هم که هنوز به …

کمی آهسته تر… لطفن!

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود محمل بدار ای ساروان …

جمال حور نجویم!

«آقا، دعای سحر حضرت امام باقر علیه السلام را فراموش نکن که در آن جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفی از حور و غلمان نیست اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین‌تر است.»* *.- حضرت علامه سیدمحمدحسین طباطبائی رضوان الله علیه.

بگذار به حال خود گریه کنم…

…وَانْقُلْنى اِلى دَرَجَهِ الَّتوْبَهِ و مرا به درجه توبه و بازگشت بسویت برسان اِلَیْکَ وَاَعِنّى بِالْبُکآءِ عَلى نَفْسى فَقَدْ اَفْنَیْتُ بِالتَّسْویفِ وَالاْمالِ و یاریم ده تا به بد حال خود گریه کنم. که من عمری به امروز و فردا کردن و آرزوکردن ها هدر دادم عُمْرى وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَهَ الاْیِسینَ مِنْ خَیْرى فَمَنْ یَکوُنُ اَسْوَءَ …

بلا گردان

توی رساله ها نوشته اند: کفاره ی روزه، آزاد کردن بنده است. قدرتی خدا روزه ی قضاء شده هم ندارید که بخواهید به کفاره اش بنده آزاد کنید… که بخواهید مرا … حالا گیریم کفاره ی روزه تان نمی توانم بشوم. بلاگردانتان که می توانم؟ نمی توانم؟ نمی خواهید؟ نمی شود؟ یعنی هیچ راهی ندارد؟

ببار ای باران…

این روزها درد و دغدغه ی شروع کردن دارم. می خواهم شروع به نوشتن کنم نمی کنم! نمی توانم! می خواهم شروع به ختم رمضانیه ی قرآن کنم نمی کنم! نمی توانم! می خواهم شروع به هزار کار و هزار و یک ظرح تلنبار شده در ذهن رسوب بسته ام کنم که نمی کنم! که …