آرشیو ماهانه: آبان ۱۳۹۱

واندر آن ظلمت شب، آب حیاتم دادند…

بعد آن‌همه انذار و تبشیر در جلساتی که در نود درصدشان شرکت نکرده‌بودم و شرکت کنندگاتنش بیش‌تر از آموختن مناسک و شرایع حج، یاد گرفته‌بودند حج و انجام اعمال آن‌‌را چون قله‌ای رفیع، دست نایافتنی ببینند و از هیبتی که برای‌شان از سختی ادای مناسک حج ساخته‌بودند واهمه داشته‌باشند، آن‌قدر که از هول و ولای …

مهری که در منا به جوش آمد!

در ازدحام روز دوم بیتوته در منا، وقتی پس از فراغت از رمی سه گانه‌ی شیاطین تعریض شده در جمرات، خسته و کوفته و آفتاب سوخته و عرق سوز شده و گرما زده نشسته‌بودیم دم بلوک‌مان که آیند و روند ملت را رصد کنیم و تنوع اقوام و نژادها و ملل و نِحَل را، گروهی …

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار…

خودت که دیدی عرفاتِ من و وقوفم در آن‌ صحرای داغ و پر لهیب به در به در و سو به و سو و چادر به چادر دنبال چهره‌ی ‌دل‌ربا گشتن گذشت و قرص کامل خورشید، وقتی روی بام مکه در غربی‌ترین افق فرو می‌ریخت دل من با او هُرّی پائین ریخت که یار نادیده …

مشعر؛ صبح روز دهم

سحرگاه، بعد ندای ملکوتی اذان‌های متناوبی که از پس و پیش صحرای پر راز و نیاز مشعر به هوا برخواست و نماز صبحی که روی شن‌های روان به پا شد، رو سوی منا کردیم که صحرای امتحان و اجابت و پای‌داری‌هاست. در گرگ و میش هوا، زیر لطیف‌ترین نسیم‌های سِحرانگیزِ سَحَر، محشری برپاشد در صحرای …

اسماعیل

شب آخر در منا، بی‌خبر از همه جا، وقت بسته‌بندی صبحانه‌ی فردا در چادر تدارکات کاروان کسی آمد با دفتر و دستک و یال و کوپال و می‌نمود که بازرسی چیزی باید باشد. آمد و مثل الباقی بازرس‌ها مدیر را خواست و یک سری سوالات کلیشه‌ای که فقط به درد پر کردن جدول آمار و …

امیرالحاج

دیگر هر جای دنیا که باشی ام‌روز باید برگردی به حرم، فرزند مکه! نمی‌دانم در جحفه اِحرام بستی یا یَلَملَم و یا این‌که بعد زیارت پیامبر و اجداد طاهرینت در مدینه از میقات شجره از هر کجا که مُحرِم شده‌باشی و دی‌روز هر کجای این دنیا که بودی ام‌روز آمده‌ای حرم و باید داخل یکی …

وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عظیم

دزفولی‌ها رسم دارند حاجی‌شان که از مکه برگشت، به نشانه‌ی حاجی بودن صاحب‌خانه و به تعداد حج رفته‌های آن خانه، بیرق سبز کوچکی بزنند بالای درب و بعد به تعداد اولاد ذکور خانواده به آن بیفزایند. سال‌ها قبل این علامت را بالای بعض خانه‌های دزفول دیده‌بودم و رسم جالب مردم مهمان‌نواز دزفول و خاطره‌ی روزهای …

محمدرضا

پری‌روز از بروکسل یک کله آمده‌بود تا استانبول و از آن‌جا بعد معطلی در ترانسفر بین دو پرواز، پریده‌بود با عیال مربوطه تا فرودگاه ملک عبدالعزیز مدینه و بعد زیارتی مختصر و اقامتی کوتاه در هتل جوهره‌العاصمه، به هم‌راه زائران سنی مذهب ترک احرام بسته بود و با هزار زحمت و پس از کلی معطلی …

پس از باران…

بارانی که بارید هوای مکه را و هوای دل حاجیانش را بارانی کرد. مکه با آن‌همه خشکی و خشونتی که در جغرافیایش جاریست، پس از باران چنان لطیف شد که تو پنداری رحمت خدا بود قبل یومِ ترویه که دل حاجیان و مجاوران را بلرزاند و لطیف کند و مهیای عرفه و مشعر و منی… …

رجمِ شیطانِ رجیم

حجاج در ایام بین دو احرام که باید داخل حریم مکه بمانند و کاری به جز زیارت بیت‌الله‌الحرام و طواف مستحبی و نماز ندارند می‌توانند ۴۹ سنگی را که برای رمی جمرات سه گانه لازم دارند را از مکه جمع کنند. مستحب این است که سنگ‌هائی که با آن نماد شیطان رمی می‌شود از مشعرالحرام …