آرشیو ماهانه: دی ۱۳۹۲

اکسیری که اُکسید شد!

در فقره‌ی آغاز تعلیق داوطلبانه‌ی غنی‌سازیِ بیست درصدی و اجرای توافق‌نامه ژنو، یاد آن جمله‎ی امیرالمومنین علیه‌آلاف‌التحیه‌و‌السلام افتاد که فرمود: “هان! من شما را شب و روز و در آشکار و نهان به نبرد با این قوم فرا خواندم و به شما گفتم: پـیش از آن‌که آنان به شما یورش آورند، شما بر آنان بتازید، …

حضور مجازی!

گاهی برای این‌که بگوئی هنوز سر می‌زنی هنوز می‌ائی و هنوز مخاطب نوشته‌هائی باید ردی خبری اثری و یا حتا سکوتی به جا بگذاری… . این قانونِ دنیائیست که حولِ خطوطی نامرئی شکل گرفته که اسمش را گذاشته‌ایم دنیای مجازی!

تقابل؛ روایت دیگری از روزمرگی‌های یک مدیر روزمره

آموخته‌هایم از تدبیر امور می‌گویند که؛ اولن. بحران گذراست و مرد آن است که کشاکش بلا، سنگ زیرین آسیاب باشد و نه و سنگِ روئین. دومن. این هجمه‌های نوعن به دور از مردی و جوان‌مردی، نشانِ ضعفِ حریفِ ذلیل است و لاغیر. سومن. مقابله‌ی به مثل، یعنی افتادن در چاهِ وِیلی که حریفِ کم مایه …

شری به نام شارون

و نکته‌ی قابل تأمل دیگر این‌که؛ تمام یهودیانی که اسمِ نحس‌شان به ” ‍ـرون ” ختم می‌شود بد جوری گور به گور می‌شوند: آن از قارون که با همه‌ی هیمنه‌ و ثروتش بلعیده شد در زمین و این از شارون ملعون که وقتِ گور به گور کردنش زمین مقدس فلسطین تاب نیاورد و از بودن …

شارونِ گور به گور شده، رسما ریق لعنت را سرکشید!

خبر رسمیِ گور به گور به شدن گوریل شارون اگر چه هشت سال دیر + اما باعث انبساط خاطر منتظرانی شد که اخبار مربوط به موعود آخرالزمان را و پیش‌بینی‌های مرتبط را تعقیب می‌کنند. اعلانِ مرگِ مردِ مرموزِ صهاینه نوید اتفاقات بزرگ و شگرف و شعف‌آفرین بعدیست… . وَ جَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْکَافِرِ‌ینَ حَصِیرا +

سرآغاز امامت؛ یا آغاز غیبت؟

جشن واژه‌ی غریبیست برای آغاز امامتِ امامی که روز اولِ امامتش مصادف شد با روز آغاز غیبتِ صغرائی که کوتاه و کم نماند و منجر به غیبت کبرائی به قدمت هزار و چندصد سال شد. حتا کار عجیبیست این‌که برای آغاز دوری جشن بگیریم و رسانه و کوی و بزرن و انبوه پیامک‌ها را پر …

تخدیر

با خودم فکر می‌کنم حالا؛ در این روزهای راحت و صلح و سِلم کسی حاضرست از این آرامش تخدیر کننده‌ی بی‌حاصل دل بردارد؟ نمی‌دانم چرا می‌ترسم این تخدیر این راحت‌طلبی این عادت به نبودن امام این دوری از روحِ جهاد و جهادگری یک روزی یک جائی کار دستمان بدهد… . نگرانم از این افیونِ روزمرگی …

کربلای پنج

هر سال از آن سر دنیا و هم‌این یک‌بار در سال را می‌آید خوی. برای شرکت در مجلسِ یادبودِ شهدای کربلای پنج. برای تعظیم شهدائی‌هائی که بزرگ‌ترین تشییع جنازه‌ی شهر را ساختند… و این بزرگ‌ترین دغدغه‌ی پسری است که پدر ارتشی‌اش، مرخصی گرفت و لباس بسیج پوشید و رفت و شهید برگشت. – – – …

سلامِ مجدد گرگ

نمیدانم چرا حضورِ جنابِ وزیرِ سابقِ خارجه ی دولت فخیمه ی بریتانیا در ایران و این بار در کسوت رئیسِ گروه دوستیِ پارلمانی ایران و انگلیس و نیشِ تا بناگوش باز ِ جنابِ ایشان در دیدارهای دیپلماتیک، آدم را یاد سلامِ گرگی می اندازد که بی طمع نیست!!؟ و یاد بیانیه ی سعدآباد که خیلی …