آرشیو ماهانه: دی ۱۳۹۵

خون‌آشام

نامش با عراق تلفیق شده بود. انگار که سرزمین پر آب عراق، چیزی جز او ندارد. جا به جا و هر جا، اسم و عکس و فیلم او بود. در هیئت ژنرالی که سان می‌بینید، عربِ دستار به سری که به عشیره‌اش سر زده است، معلمی که عینکِ مطالعه بر چشم، مشغول آموختن و خواندن …

نارنگی

میوه در سفر، آن هم سفری که برنامه‌ها و خورد و خوراک‌ها و استراحت‌ها و خواب و بیداری‌ها نامشخص و غیر مترقبه است، از ضروریات است. مزاج را معتدل و سموم را از دفع و هضم می‌کند. خاصه در سفری مثل زیارت اربعین که زائر در مملکتی دیگر با عادات و رسوم غذائی‌ای دیگر سر …

آوارگان

قبل‌تر شنیده بودم موکب‌ها و حسینیه‌های “طریقِ یا حسین” (اسمی که عراقی‌ها روی جاده نجف – کربلا گذاشته‌اند) باقی ایام سال در اختیار نازهین موصل است. نازهین یعنی آوارگان. شنیده بودم که صاحبان ساختمان‌های در امتداد “طریق یا حسین”، بعد از بدرقه‌ی زوار اربعین، موکب را برای آوارگان خالی می‌کنند و به قدری که قوه‌شان …

فصل ستایش

قصه را گفت و گفت و گفت تا رسید به فصلی که مصطفا بردشان خدمت امام. مصطفا محافظ بیت امام بود و وقت گرفته بود برای او و همسر آینده‌اش تا امام عقدشان را جاری کند. حرف امام که شد، شوق پر شد توی چشم‌هایش؛ بی‌خیالِ مصطفا و قصه‌ی او، شروع کرد از امام گفتن. …

شاد شود هر کس که آن جا را ببیند

سامراء شمالی‌ترین شهر زیارتی در عراق است. شهری بین دو شعبه‌ از رود پر آب دجله که حالت جزیره‌ای به آن داده و روزگاری پایتخت خلفای عباسی بوده و از جلوه و جمال و جلال و مدنیت آن‌قدر داشته که اسمش را از روی زیبائی‌هائی که داشته انتخاب کرده‌اند؛ «سُرَّ مَن رَئا» که یعنی شاد …

رمز عبور

خسته از بیست ساعت رانندگی در دل کوه و کمر، دلهره‌ی نیافتن جای پارک مناسب برای ماشین‌ها و مصیبتِ رد شدن از ازدحامِ نفس‌گیر لب مرز، آن هم با شایعات و اخباری که از مرز و سختیِ رسیدن و عبور از آن می‌رسید همه‌مان را به حد کافی کلافه کرده بود. بماند که اصلا حواس‌مان …

حب الحسین یجمعنا

ذائقه‌ی مردم عراق مخصوص خودشان است. ذائقه‌ای که با سایر اعراب هم متفاوت‌شان کرده است. عراقی‌ها سبک زندگیِ خاص خودشان را دارند. سال‌ها قحطی و جنگ و ستم‌کِشی از طاغوتِ ملعونی مثل صدام و بعدش اشغال و ترور و وحشت و ناامنی، فراغتِ آباد کردن مملکت و ایجاد و حفظ زیرساخت‌های بهداشتی را از مردم …