درباره حسین شرفخانلو

نامم حسین است؛ حسین شرفخانلو. متولد پائیز شصت و یک. زاده‌ی شهرِ آباد و پر آب و مصفای خوی در سرِ ایران؛ آذربایجان. سرزمین محبین و مدافعین اهل بیت علیهم‌السلام.
چند سالیست که نوشتن را جدی‌تر گرفته‌ام. و قبل‌تر و امروز و همیشه خواسته‌ام که بخوانم و بخوانم و بخوانم.
و دانسته‌ام که مردمان در روزگار ما، فارغ از اسباب و لوازمِ نوئی که توهم دانستن را بیش‌تر و قبل‌تر و پیش‌تر از دانستن القاء می‌کنند، باید مجهز به سلاح فهم و صبر و بَصَر شوند که فرمود؛ اَلا وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلاّ اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبر که یعنی جز با حربه‌ی صبر و بصر، از این بیابان تاریک و بیم موج و گردابی چونان حائل، نتوان گذر کشیدن!
شیعه‌ی آخرالزمانیِ منتظری هستم که انقلابیست و گفتمان انقلابِ ۵۷ خمینی کبیر را علاج دردهای دین و دنیا و سیاست و اقتصاد و اجتماعِ بشر امروز می‌داند؛ در ایران و در اقصی نقاطِ عالَم.
و معتقدم نسل امروز، مامورِ احیای تمدنِ نوینی هستند که از سرزمین ایران و در بستر اسلام سربرخواهد آورد و سنگرهای کلیدی جهان را آن سان که امام‌مان گفت، فتح خواهد کرد؛ ان شاءَ الله.
و مفتخرم که پدرم شهیدی است عاشورائی که پیچک عشقش به امام شهیدان، در بهار سال شصت و دو به شکوفه‌های جاویدانِ و بهشتیِ شهیدان گره خورد و نامِ تبار ما را تا قیامت مزین به اسم مبارکِ «خانواده شهید» کرد.
الغرض، در ورای کارهای اجرائی و تدریس و تحقیق که شغل محسوب می‌شوند، مشغله‌ام نوشتن است و از شهیدان نوشتن و برای شهیدان نوشتن. و از خدا خواسته‌ام که این مشغله را تا عمر دارم برایم محفوظ و مضبوط نگه دارد و سرم را از هوایِ دوست خواستن، خالی ندارد.
و از خدا می‌خواهم که پله‌ی آخر زندگی من و همه‌ی مشتاقان را شهادت در راه خود قرار دهد. آمین.