روز عیدست و می‌دهند برات…

حالا که ابزارهای ارتباط آدم‌ها با هم‌دیگر نو و سریع و آسان شده، عدد نامه‌هائی که قدیم‌تر آدم‌ها به هم می‌نوشتند و فرستادن و رسیدن و پاسخ گرفتن‌شان ای‌بسا ماه‌ها طول می‌کشید، به صفر رسیده است. اگرچه من از آن دست آدم‌هائی هستم که معتقدند «هر چیزی که به تولید و تکثیر انبوه برسد، نمکش …

جمعه به مکتب آورَد طفل گریزپای را

سخت‌ترین ساعت و روز ممکن برای رفتن به کلاسی که خادمیِ حج و در جرگه عوامل حج ماندنت را به نشستن در آن کلاس که درَش محتوائی تکراری ارائه می‌شود، گرو گرفته‌اند و در هیچ‌کدام از چندین و چند ساعت دوره‌ای که قبل از هر موسم حج برای عوامل برگزار می‌شود، حرف نو و ناشنیده‌ای …

دیدار یار مهربان در حرم

یکی از لذت‌های سفر اخیر دیدار مکرر و خیلی اتفاقی با یار مهربان و دانا و خوش بیانی بود که گوید سخن فراوان با آن‌که بی‌زبان است! آن‌هم در یکی از غیرمحتمل‌ترین اوقاتِ سفر؛ در مسیر برگشتن از جلسه مدیران کاراوان‌ها در نجف! ستاد عتبات در شهر نجف که لااقل دو نوبت در هر سفر …

۹۸٫۰۱٫۲۲

⭕️امروز دو تا جشن تولد داشتیم. یعنی جشن بود روی جشن و تولد روی تولد. تولد پسر ارشد امام شهید، حضرت سجاد علیهما سلام و سال‌گرد شهادت شهیدی که شهید شد تا خونش قاطی خون خدا شود و پسری باشد از پسران #امام_شهید. ⭕️و نه مگر این‌که امام سوم ما را امام شهید و اب‌الشهداء …

هویت مقدس

عمو که شب عید و در ناممکن‌ترین زمان مجبور شد یک سر بیاید خوی و سند فیش حجی را که برایش خریده بودیم را شخصا در محضر ثبت اسناد رسمی امضا کند، در ضمن اسناد و مدارکی که باید برای امضای اوراق همراهش می‌بود، هدیه‌ی گران‌بهائی برایم آورد؛ سجلیِ پدربزرگم مرحوم مش حسین آقای شرفخانلوی …

خُلق و خو و خصالِ خشن

این‌ها مکالمات دو نفر از کسانی است که روز جمعه‌ی گذشته، در حاشیه جلسه اول آموزش کاروان حج نشسته بودند در صف انتظار معاینه پزشکی. یکی از دو نفر همراه مادرِ پیرسالش آمده بود که مادر را در معاینه همراهی کند و آن دیگری زائرمان بود و قرار بود خودش معاینه شود. +ان‌شاءالله خودت هم …

عمیق

مثل خیلی از دیگر مناسبات فی‌مابینی که در مملکت ساخته‌ایم و باعث تقابل دو نفر، گروه، همکار و همراه باهم شده است، از زمان ابراهیمِ نبی تا یومنا هذا، بین روحانی کاروان حج و عوامل اجرائی، دوئیت و اختلاف رای و سلیقه وجود دارد و عجیب است که هر دو طرف حق‌اند! در این چند …

سیل

من واقعا نمی‌دانم سیل که گلستان و شیراز و چند نقطه‌ی دیگرِ کشور را گرفت بخاطر زمین‌خواری حضرات و تبدیل مسیل‌ها به سکونت‌گاه و ویلا و فلان بود یا نه بلائی بود ناغافل که بر سر مردم بارید. سواد و تخصص لازم را هم برای اظهار نظر در مورد لزوم سدسازی و یا این‌که چون …

معاینات (سه)

دکتر بعد از این‌که گفت «کتت را دربیاور و آستین دست راستت را بالا بزن» پرسید «شغلت چیست؟» و پرسید که در گام اول معاینه بفهمد که آیا طرف مشکل تکلمی دارد یا نه. یعنی سوال از آن سوال‌های بی‌خودی بود که برای اخذ منظور دیگری پرسیده می‌شوند! قرص جواب داد «نظامی‌ام! اما تو در …

معاینات (دو)

وقتی قرارست سفری جمعی آغاز شود و انسان‌هائی با سطوح مختلفی از سواد و سن و باورها و رده‌های اجتماعی، مقصد مشترکی دارند، سوژه‌های خوبی برای دیدن! فراهم می‌آید. خاصه در سفری که قرارست در آن، سطح از بین برود و روستائی و شهری و باسواد و بی‌سواد و رئیس و قاضی و کشاورز و …