آیه

وین سرِ شوریده باز آمد به سامان؛ غم مخور!

خداحافظی از کسی و جائی که دوستش داری، سخت‌ترین و ناممکن‌ترین کار عالم است. و امروز روز خداحافظی بود. روز وداع. و من هیچ‌وقت از این کلمه خوشم نیامده است که بوی تلخی و جدائی و دوری می‌دهد و چنگ می‌اندازد توی دلِ پر از تشویشِ آدم. هی از صبح می‌خواستم بروم حرم و هی …

بی‌روتوش

کمی از اوضاع امسال عربستان بنویسم. اول این‌که خانم‌ها بر خلاف دفعاتی قبلی‌ای که در عربستان بودم، حضور بسیار پررنگی پیدا کرده‌اند در مناسبات اجتماعی. چند شب پیش حتا دیدم که یکی‌شان برقع مشکی به صورت با تویوتای سفیدرنگش لائی کشید از بین دو ماشینِ دوبله پارک کرده جلوی مسجد قطری و ویراژی داد و …

جوجه وهابی

بدترین خبری که می‌توانست حالِ نداشته‌ی ما را در واپسین ساعات دیشبی که دو وعده‌ی پشت سرهم ناهار و شام را غذا در تعداد ۲۵۰۰ پرس پخش کرده بودیم و میوه‌ی زائران کاروان خودمان را، در قوطی کند این بود که فردا از ۸ صبح تا ۱ ظهر یکی‌مان باید شیفتِ امداد گمشدگان می‌ایستادیم در …

غدیریه

امروز در تقویم عربستان، ۱۸ ذی‌حجه است که در تقویم مناسبت‌های شیعی، غدیرش میخوانیم و بزرگ‌ترین عیدِ تاریخ بشریت و سال‌گرد اعلام وصایت و ولایت امیرالمومین علی علی علیه‌السلام بعد از واقعه حجِ آخر حضرت حبیب خداست و ولایت علی نه در غدیر که بارها و بارها قبل‌تر در خفا و علن اعلام شده بود …

مستمعِ آزاد

نسل ما جزء آخرین بچه‌هائی بودند که “مستمع آزاد” در کلاس‌شان داشتند. مستمعین آزاد که در محاورات روزمره‌ی ترکی به‌شان “رستم آزاد” گفته می‌شد، عبارت بودند از دانش‌آموزان تنبلِ بی‌خاصیتِ رد شده‌ی دو یا سه ساله‌ای که مدرسه و معلم و اولیا امیدی به درس خواندن و الفبا و جمع و تفریق یادگرفتن‌شان نداشتند و …

حکایت موسی و شبان

قبل‌تر متوجهِ این معنا نبودم که کل‌هم اجمعین مناسک حج، فقط و فقط یک ذکر واجب دارد و آن لبیکی است که در میقات باید بگوئی و با گفتن آن مُحرم شوی و باقی مناسک حج، یا دور زدن است و یا رفتن و برگشتن و یا وقوف و ماندن و هیچ ذکر و دعا …

ادخلوها بسلام

قبل‌تر نوشته بودم که چون شرکت‌های فرودگاهی سعودی، به خاطر عقب نماندن از آمریکا در سیاست تحریم، سوخت به طیاره‌های ایرانی نمی‌دهند و ایرباس‌های خوش نقش هما باید بفکر بنزین مسیر برگشت‌تان باشند و دو سره بار زدن سوخت در فرودگاه مبدا باعث افزایش وزن طیاره می‌شود و گرمی هوای مرداد وقتی به معادله چند …

جدال جنود عقل و عشق

روزهای آخرِ قبلِ رفتن است و هی از زمین و آسمان کارِ نیمه تمام می‌بارد روی سرت و هی باید تمرکز کنی و هی اضطراب می‌آید روی اضطراب و هی سیاهه‌ی کارهای نکرده‌ی قبل سفر پُر تر می‌شوند و هی داری دست و پا می‌زنی بین کارها و قرارها و هماهنگی‌های لازمِ قبلِ سفری اقلا …

مرده کِشون/ مرده کُشون

خیلی وقت‌ها به این فکر می‌کنم که آدم‌ها بیش‌تر بخاطر بازماندگانِ مرحومی که تازه از دنیا رفته می‌آیند مراسم تشییع و ختم و خاکسپاری تا بخاطر خودِ میت. دلیلش هم تاج‌های بزرگ گل با تقدیم‌نامه‌های درشت و بنر و تابلوهای تسلیتی است که اسمِ اظهار همدردی کننده و اظهار همدردی شونده، درشت‌تر از نام مرحومی …

کلمات مناسب

آن روزهای اولی که قطعه شهدای شهرمان ساخته شد، بازارِ شهادت گرم‌تر بود و ماه و هفته و حتا گاها روزی نبود که کسی به صورت اسامی شهدای مدفون در گلزار شهدای خوی اضافه نشود و در هشت سالی که جنگ مستقیم بر سر ایران‌مان بارید، هر روز و هر هفته و هر ماه و …