اِقرَ‌أ كِتابَك

بوی ماه مهر

دوباره بعد از ۱۹ سال، مهرماه برایم رنگِ درس و دانشگاه و اضطراب سر وقت رسیدن به کلاس و حاضر غائب شدن گرفت. وقتی در عصر پنج‌شنبه‌ای پائیزی که خورشید نهایت زورش را برای گرم کردن زمین و هوا می‌زد و نگفته معلوم بود طرفی نخواهد بست از این زور بی‌خودی که می‌زند و در …

مراکش

نگاه اصلاح طلبان به فرهنگ را هیچ‌وقت نپسندیده‌ام و هیچ‌وقت دنیا را از عینک آن‌ها ندیده‌ام ولی این دلیل نمی‌شود که حرف‌شان را نخوانم و نوشته‌هایشان را ورق نزنم. خاصه این‌که نوشته، مربوط به سفری باشد به کشوری که سال‌هاست در آرزوی دیدن آنم؛ مراکش! غربی‌ترین کشور آفریقائی در ساحل اقیانوس اطلس که جبل‌الطارق و …

حجابِ اکبر

هر سفر حجی که پیش می‌آید، دوره می‌افتم به دوره کردن کتاب‌هائی که دارم و دوره می‌افتم به خریدن و انباشتن کتاب‌هائی که ندارم و به حج مرتبطند. سال‌ها پیش وقتی هنوز همشهری داستان را دوستان دوره‌ی فعلی شواری شهر تهران، به پول نفروخته بودند و هنوز سردبیرش نفیسه مرشدزاده‌ی کار بلد بود، در شماره‌ای …

بلاکشان پاکستان (۲)

حکایت بلائی که سر همسایگان فریب خورده‌ی شرقی می‌آید را تا آن‌جا که جسم بی‌جانشان از دل کوه و کمر به سردخانه سازمان منتقل می‌شود را گفتیم و از این‌جا به بعد، داستان دو شقه می‌شود. یک شقه‌اش آن‌ها که اوراق هویتی ندارند و قابل شناسائی نیستند که برابر قانون باید منتقل شوند به مرکز …

گزارش یک رونمائی

نقاشی چهره‌ی صادق برای نشستن روی جلد کتاب که از زیرِ دست طراح بیرون آمد، روزهای اول اسفند بود. حوالی روز مادر. طرح را فرستادم برای مادر شهید که ببیند و اگر پسندید باقی کارهای طراحی جلد و چاپ را انجام بدهیم. حاج خانم عکس را که دیدند چنان ابراز لطفی کردند که هنوز شیرینیِ …

گزارش یک حضور

سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران امروز با مصلا خداحافظی کرد تا سالِ بعد. امسال نمایشگاه را به سبب این‌که می‌خورد به ایام ماه مبارک و همزمانیش با ماه صیام، مردم شهرستانیِ مشتاق کتاب را دچار مشقت می‌کرد، چند روز زودتر شروعش کردند که یک روز مانده به رمضان تمامش کنند و بازدید کننده …

دیدار یار مهربان در حرم

یکی از لذت‌های سفر اخیر دیدار مکرر و خیلی اتفاقی با یار مهربان و دانا و خوش بیانی بود که گوید سخن فراوان با آن‌که بی‌زبان است! آن‌هم در یکی از غیرمحتمل‌ترین اوقاتِ سفر؛ در مسیر برگشتن از جلسه مدیران کاراوان‌ها در نجف! ستاد عتبات در شهر نجف که لااقل دو نوبت در هر سفر …

سفر به سرزمین شمالی با نقاشی!

هر چیزی که انسان را از دانستن و فهمیدن در موردش منع کنند، ناخودآگاه جذاب می‌شود. شاید اگر آن ممنوعیت از اول نبود، کسی شوقی برای دانستن در موردش نداشت و هر بار بی‌تفاوت از کنارش رد می‌شد. کره شمالی، یکی از آن مناطق ممنوعه‌ای است که دوست و دشمنش دوست دارند در موردش بدانند …

چهل سالگی انقلاب به روایت حسین

  چشم که باز کردم دور و برم پر بود از آدم‌هائی که چشم و دل‌شان به امام و حرف‌هایش دوخته شده بود.   مادربزرگم که خروار خروار آرد خمیر می‌کرد و می‌پخت تا بفرستد جبهه؛ به حرف امام بود که سپرده بود «هرکس هرطور که بلدست از جبهه‌ها حمایت کند.»   دائی‌هایم که سالی …

عیدانه فراوان شد؛ تا باد چنین بادا… .

روز میلاد صدیقه‌ی طاهره – سلام الله علیها باشد – از صبح که چشم باز کرده‌ای، منتظر خبر خوب باشی در به در دنبال خوشحال کردن مادر باشی و یک‌هو عکس جلدِ کتابت را که دارد می‌رود برای چاپ، بفرستند برایت و بلافاصله بفرستی برای مادری که روایتش از شهید را نوشته‌ای و به دقیقه …