تلخند

جبران

گفت هفت هشت سال بعد از جنگ – حساب کن مثلا سال‌ ۷۵ یا ۷۶ و آن حوالی- وقتی فرمانده یکی از پادگان‌های سپاه بودم، یک‌روز خبر آوردند که؛ «چه نشسته‌ای! پدر شهیدی در یکی از روستاهای اطراف سکته کرده و وقتی رفتیم عیادتش دیدیم یک گوشه از آغل گوسفندها را حصیر و موکت و …

به دیدار خانواده شهدا نرویم؛ لطفا!

دوستم یکی دو ماهیست رئیس دانشگاه یکی از شهرهای هم‌جوار شده است. آدم اهل نظر و مراقبه‌ای است و دغدغه‌های مشترکِ فرهنگی و اجتماعی و حتا سیاسی داریم و به رغم این‌که ترافیکِ خودساخته‌ای که هر کدام‌مان برای خود ساخته‌ایم و دیر به دیر هم را می‌بینیم، دورادور از حال و قالِ هم باخبریم و …

خیر مقدم

رئیس جمهور روحانی امروز صبح آمد خوی. او پنجمین رئیس جمهوری است که در عهد انقلاب اسلامی می‌آید شهر ما. یعنی به جز بنی‌صدر و مرحوم شهید رجائی همه‌ی روسای جمهور حداقل یک‌بار آمده‌اند به شهر ما و من همه را دیده‌ام. از حضرت آقا که در آبان ۶۷ و در کسوت ریاست جمهوری آمدند …

بدعت‌ها

دستگاه عزای سیدالشهدا در سال‌های اخیر خصوصا بعد از سرنگونی صدام دست‌خوش تغییر و تحول‌های زیادی شده است. بیاد دارم در ایامی که هنوز خون آشام بغداد، قدرت در قبضه داشت، حمل نوار کاستی که صوت هیئت و سینه زنی و عزاداری داشت در عراق ممنوع بود و کاروان‌هائی که از ایران – در اواخر …

چون چاره نیست می‌روم و می‌گذارمت

خیلی سعی کرد جا نماند. اما امان از داغ دلار و خرج بسیار و ضعف ریال. نه من می‌توانستم بگویم نیا و نه خودش می‌خواست قبول کند امسال از کاروان جا می‌ماند. در یک عصر پائیزیِ ابریِ دل‌گیر، با صدائی که به زور شنیده می‌شد، زنگ زد به آسمان و ریسمان بافتن به هم و …

قاب عکس

آن سال‌ها تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بودم. معلم کلاس دوم ابتدائی‌مان که خدایش بیامرزد، تکلیف داده بود که روزنامه و مجله بخوانیم. و دورِ کلمه‌های خاصی مانند “برای” “ایران” و… خط بکشیم و مگر روزنامه و مجله مثل الان بود که فراوان باشد؟ باید روزنامه می‌خریدیم و کسی هم نبود که برایم روزنامه …

عناصر کالبدی شهر

شهرهای کوچک این حُسن را دارند که کلان نیستند. که هرچه شهر بزرگ‌تر و کلان‌تر، فاصله‌ها و مناسبات اجتماعیِ بین مردم بیش‌تر و دورتر. عزیزی سال‌ها پیش در مذمت شهرنشینیِ نوین می‌گفت که قدیم کوچه‌ها را باریک می‌ساختند که غریبه‌ها هم حین گذر از معابر، از نزدیکِ هم بگذرند و در نزدیک بودن و از …

و ابتدا کلمه بود

اصلش برمی‌گردد به زمانی‌که قالبیاف سکان بلدیه‌ی دارالخلافه‌ی تهران را دست گرفت و بلدیه‌ی تهران، بازوی قوی‌ای داشت به اسم جریده همشهری که قدرت و مخاطب و پشتوانه‌ی مالی را همزمان داشت. همشهری، صاحب نشریات زیادی بود که در زیرمجموعه‌اش منتشر می‌شدند که آمدن قالبیاف به شهرداری تهران، نشریات را زیادتر و محتواشان را پر …

قیمه

نگاه منِ عوام می‌گوید که روزگار اقتصادی مردم بهتر از ده بیست سی سال قبل است. هم گذران اقتصادی‌شان و هم ارادات‌شان به اهل بیت علیهم السلام. نمونه‌ی عیانش هم خیراتی که در ایام منسوب به حضرات ائمه‌ی کرام بین فقیر و غنی مردم پخش می‌شود. این‌همه خیر و احسان و غذای نذری، به رغم …

نیسگیل

امسال هشتمین سالی بود که رزقِ سیلِ اشک‌هائی که یک سال برای باریدن‌شان صبر و دعا می‌کنیم، داخل چهاردیواری‌های فراخ خانه‌ی حاج محمد پیش‌داد بود. مردی سن و سال دار و حسین‌چی. که سالی یک‌بار و در اشک‌آلودترین روز ممکن، گریه‌کن‌های شهر را جمع می‌کند خانه‌اش برای استماع روضه‌ی قتل‌گاه و غارت و تنور… و …