جماعت خدا

وَلِلَّـهِ الْعِزَّهُ وَلِرَ‌سُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ *

سید و پیر ما تریبون نماز جمعه را که ذکر خداست سوا کرده برای حرف هائی که باید! بیشترین و بهترین بُرد را داشته باشند. آقا، سالی یکی دو سه بار و هر بار به علت العللی می آید و تکیه می دهد بر سلاح و برایمان خطبه ی جمعه می خواند. هر باری که …

روح خدا

روح خدا وقتی حلول کرد که زمین سال ها با معجزه فاصله داشت! خدا قرن ها قبل گفته بود که: وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّ‌وْحِ اللَّـهِ ۖ * گفته بود که از خدا و روح خدائی نومید مباشید! ما باورمان نبود… و خدا باید معجزه ای می نمایاند تا انسان غفلت زده ی عصر غیبت تلنگری …

بیاد امام سفر برده

درُست از لحظه‌ای که اذان صبح را در “صور” دمیده بودند، تا الان که در ضیافت افطار رئیس‌جمهور لُبنان هستیم، لحظه‌ای قرار نداشته‌ای. با این فولکس واگن، که این‌روزها، مرکَبِ راهوار و اَنیسِ بی‌بدیلِ تو در جاده‌های سراسرِ لبنان است، مدام در تکاپو و تلاش بوده‌ای… و حال، من چقدر خوشحالم که قامتِ افراشته و …

خَیبر! خَیبر! یا صَهیون!!!

«یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه‌هاى بدمحاسبه‌گر خیال می‌کنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.» حضرت آقا. دیدار مردم قم. …

نُه ِ دَه

می گویند: نُه ِ دی و من ناخودآگاه یاد چشمان اشک بار مادر پیری می افتم که دستان لرزانش در دست پسرش بود و صدایش می لرزید و فریاد می زد: یا حسین! پسرم، تنها پسرم، فدای علمت! فدای علی اکبرت! من زنده باشم و علم تو را بسوزانند؟

در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبر است!

از مکاید شیطان، این است که انسان را هی توجه می دهد به این که خوب، حالا که تو جوان هستی، حالا که تو وقت نشاطت است، خوب إن شاالله وقتی پیر شدی، آن وقت جبران می کنی کارها را؛ و این یک امری است که نخواهد شد. انسان اگر در جوانی تهذیب کرد خودش …

ناگهان های سخت و شیرین…

‘هر از گاهی که خیلی دور و برت شلوغ می شود و فکر می کنی یل تک تاز میدانی و محور جمع دوستان، خدا به صورتی کاملن هدفمند و استادانه و ناگهانی، از جائی و جوری که هیچ به عقلت خطور نکند، طوری خلع سلاحت می کند خودت بمانی و خودت. بی هیچ یال و …

بر خواهد گشت…

نگاه نافذ و چشم های آبی، لبخند همیشگی ِ روی لبش، لحن کلام نافذ و شخصیت عمل گرا و کاریزمای اسطوره ای دست نایافتنی مردی که مرغ خیالم در اوج ترین پروازهایش از قوزک پاهای او بالاتر نمی تواند پرید. موسای صدر، مسیح لبنان. مرد ِ مراد چمران. پدر یتیمان جبل عامل. جلودار امتی که …

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز!

یکی از لذت ها و نیازهای روحی ام حضور و اقامه فرائض یومیه در مساجد قدیمی است. انگار کن مساجد جدیدالاحداث با مصالح روزآمد و شیک! سنخیتی با روح آکنده از سنت و اسطوره گرای من نداشته باشد. در نظر ذائقه ی من، انسان ها هر قدر سنت گراتر همان قدر خواستنی تر و جذاب …