خارج از موضوع

اینترنت

اعتیاد واژه‌ایست منفی که هیچ جا کارکرد و بار مثبت ندارد. اعتیاد را به قرینه‌ی معنا چنین تعریف کرده‌اند که؛ “به لحاظ مفهومی٬ بیماری اعتیاد یک بیماری اصلی٬ مزمن و عصبی است٬ که در اثر عواملی ژنتیکی٬ فیزیولوژیک و اجتماعی رشد و بروز پیدا می‌کند٬ به طوری که وجه مشخصه‌ی این بیماری اختلال در کنترل …

سوخت

و فرمود: اسباب سوختن خلوص است و جز با آتش‌زنه‌ی اخلاص آتش در خرمن عاشق نمی‌افتد و نمی‌سوزد و نمی‌شوزاند. الغرض اگر این‌ را فراهم نکنی و نداشته باشی‌اش هر سهمی و هر تقدیری برایت مقدر است الا سوختن و ذوب شدن و رسیدن.

هیجانِ مؤثر

هیجان‌ها بالاخره فرو خواهند نشست. حرکت‌های اجتماعیِ هیجانی نیز. ولی حیفِ این‌همه انرژی و خلاقیت و تبلیغ که پای هیجاناتی ریخته می‌شود که نهایت عمرشان یکی دو هفته یا کم‌تر و بیش‌تر است! ام‌روز بازیِ ایران با آرژانتین، خوب یا بد، با برد و یا با باخت انجام می‌شود. بازی ام‌روز هیچ تأثیر مستقیم و …

هم‌دلی و هم‌زبانی

انگار خسته از یک روز و شاید یک عمر کار در شهرِ غریب، پا دردش را بهانه کرد که دم غروب سفره‌ی دلش را باز کند کنار عصرانه‌ی مختصری که در مغازه‌ی محقر و قدیمی‌اش برای‌مان مهیا کرده بود و تا زبان به هم‌راهی‌اش گشودیم که به رسم ادب و حرمتِ ریشِ سفیدی که داشت، …

بد است خاطراتِ آدم از یادش برود؛ بد است!

کاش آن غرور و عُجب و نخوتِ جمع شده در دماغش آن‌قدر باد نمی‌کرد که یادش برود هم‌این شش هفت سالِ قبل بود که به هزار دوز و دغل، زمین و آسمانِ خدا را به هم دوخت تا مگر به عنوانِ مأمورِ خدماتیِ روزمزد در شعبه‌ی دستِ چندمِ تشکیلاتِ عریض و طویلی که الان مسئول …

رمزگشائی

پیرمردهای دنیا در هر شهر و قبیله‌ای با هر رسم و ادب و آئینی ساکن در هر جغرافیائی، هم‌سان و یک‌سان حرف می‌زنند و به یک شیوه از کوره به در می‌شوند و رمزگشائی از شیوه‌ی جلب رضایتِ یکی‌شان برابرست با کشف رمز همه‌ی آن‌های دیگر. پیرمردهای دنیا همه به یک اندازه دوست داشتنی و …

بنده‌ی آنی که در بند آنی!

برای مردمی که در بندِ بندهای آئین‌نامه‌های افزایشی و کاهشی درآمد و سود سپرده و نرخ تنزیل و محاسبه‌ی ارزش افزوده‌اند، افزایشی اتفاق نخواهد افتاد الا فزونیِ مقدار حرص و آز و طمع و دست نیافتن به آرامشی که در پس فراغت از دنیا و ما فیها نهفته است! این قاعده، در مورد آن‌ها که …

دیدار

کلهم اجمعینِ خروجی دیدار و علت حضورِ جنابِ مدیرِ ارشدِ استانی در منزلِ شهید یک سخن‌رانی غرا بود در فضل شهادت و شهید در حضور تکراری معاونین پرشماری که هم‌راهش آورده بود و خوردن چایِ دیشلمه و گرفتن چند فریم عکس از در و دیوار با حضور جناب مدیر و اذناب. طوری‌که فرصت تعارف میوه …