دفاع

سفر مبارک… ظفر مبارک…

رفیقِ همکاری داریم که ۱۲ سال پیش وقتی استخدام شدم، یک‌راست فرستادندم زیر دست او و نگو در تمام ماه‌هائی که شاد و خرم از صبح تا ظهر می‌گفتیم و می‌خندیدیم و کار! راه می‌انداختیم، دارد زاغ سیاه چوب می‌زند و سبک سنگین می‌کند و می‌آزمایدم به انواع سنگ محک‌ها که آیا یکی مثل خودشانم …

Only Force

این‌که موضوع مستندی درباره سرزمین رازآلوده‌ای به اسم فلسطین – و تو بخوان اسرائیل- باشد و تیم سازنده‌اش از کاربلدهای مستندهای ایران باشند و راوی محمد دلاوری باشد با آن لحنِ محکمِ چالش برانگیزِ مطالبه‌گر، کافیست تشویق شوی در روزهای اولی که مستند ۴۵ دقیقه‌ای “متولد اورشلیم” اکران اینترنتی شده، تهیه‌اش کنی و با این‌که …

کلمات مناسب

آن روزهای اولی که قطعه شهدای شهرمان ساخته شد، بازارِ شهادت گرم‌تر بود و ماه و هفته و حتا گاها روزی نبود که کسی به صورت اسامی شهدای مدفون در گلزار شهدای خوی اضافه نشود و در هشت سالی که جنگ مستقیم بر سر ایران‌مان بارید، هر روز و هر هفته و هر ماه و …

کار فرهنگی تمیز

این مثال پرکاربرد را از معلم قرآن، شیخ محسن آقای قرائتی یاد گرفته‌ام که می‌گفت: در اهمیتِ بها دادن و استفاده بردن از نیرو و انگیزه‌ی جوان‌ترها، از قرآن این‌را یادگرفته که: «خدا وقتی سپرد به ابراهیم که برود بیت را که در طوفان نوح آسیب دیده بود تعمیر کند، گفت که اسماعیل را هم …

گزارش یک رونمائی

نقاشی چهره‌ی صادق برای نشستن روی جلد کتاب که از زیرِ دست طراح بیرون آمد، روزهای اول اسفند بود. حوالی روز مادر. طرح را فرستادم برای مادر شهید که ببیند و اگر پسندید باقی کارهای طراحی جلد و چاپ را انجام بدهیم. حاج خانم عکس را که دیدند چنان ابراز لطفی کردند که هنوز شیرینیِ …

همسایگی

فکرِ این‌که شهدای شهر یک‌جا جمع و یک‌جا دفن شوند مال پدرم بود. قبلش شهیدِ هر محله‌ای را می‌بردند توی گورستان همان محله و بین مرده‌ها دفن می‌کردند و حجله و پرچم برایش می‌گذاشتند که از مُرده سوایش کنند. پدرم که اهل فکر و ذوق و دور را دیدن بود، یک‌روز رفت شهرداری و لابی! …

۹۸٫۰۱٫۲۲

⭕️امروز دو تا جشن تولد داشتیم. یعنی جشن بود روی جشن و تولد روی تولد. تولد پسر ارشد امام شهید، حضرت سجاد علیهما سلام و سال‌گرد شهادت شهیدی که شهید شد تا خونش قاطی خون خدا شود و پسری باشد از پسران #امام_شهید. ⭕️و نه مگر این‌که امام سوم ما را امام شهید و اب‌الشهداء …

تو رفته‌ای به سلامت؛ سلام ما برسانی

امروز که دوم فروردینِ سالِ نوی خورشیدی باشد، به حسابِ روز و ماهِ قمری، نیمه‌ی ماه رجب است و روز وفات زینب کبرا – که بر او باد درود خدا- و نیز روزی که شهیدمان صادق عدالت در سوریه تا خدا پر کشید و امروز به عیار روز و ماه و سال‌های قمری، سه سال …

چهل سالگی انقلاب به روایت حسین

  چشم که باز کردم دور و برم پر بود از آدم‌هائی که چشم و دل‌شان به امام و حرف‌هایش دوخته شده بود.   مادربزرگم که خروار خروار آرد خمیر می‌کرد و می‌پخت تا بفرستد جبهه؛ به حرف امام بود که سپرده بود «هرکس هرطور که بلدست از جبهه‌ها حمایت کند.»   دائی‌هایم که سالی …

زیاده جسارت است!

آن سالی که شُغلم ربط مستقیم‌تری به مناسبات فرهنگی و اجتماعی داشت، یکی از کارهائی که کردم، الکترونیکی کردن آلبوم عکس‌های بنیاد شهید شهرمان بود. آلبوم‌هائی که به مرور زمان رفته بودند تا زیرزمین بنیاد و توی خاک و خل و بین لوازم اسقاطی اداره داشتند خاک می‌خوردند تا بپوسند. اسناد ذی‌قیمتی از تاریخ مردم …