دل نامه

ب ؛ مثل بــابــا

این که هر سال ، بیست و دوم فروردین ، یوم الموعود من شده است ؛ این که هر سال ، بیست و دوم فروردین ، خورشید جور دیگری می تابد و زمین انگار سنگینتر شده است ؛ ابن که هر سال ، بیست و دوم فروردین ، روی من به سوی تو شده است …

سین مثل … سبزه

دلم برایت می سوزد که به جرم نحسی سیزده و یا هر چیز دیگر، بی رحمانه روی سقف ماشینهایمان می گذاریمت و تو را بدست بازی  ناجوانمردانه ی باد می سپاریم که سرنگون شوی و نحسی سیزده , به در شود ؛ عضو مظلوم هفت سین.  جالب نیست؟ اینکه تو را دستان مهربان مادربزرگ می پرورد و دست آخر مغضوب …

درس معلم ار بود زمزمه محبتی…

««ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا»»دل یک میلی داردو اقبالی و ادباری.««فاتوها من قبل شهوتها ادبارها»»کوشش کنید آنرا از ناحیه میل آنها پرورش بدهید و بزور وادارش نکنید.««فان القلب ادا اکره اعمی»»قلب اگر مورد اکراه و اجبار قرار بگیرد ،کور می شود،یعنی خودش را واپس می زند… از کتاب تعلیم تربیت اسلامی استاد شهید

کرشمه ی یک اتفاق خوب

بسم الله اینروزها،کرشمه ی یک اتفاق خوب،انگار که باصدهزار ناز و ادا می خواهد که برمن ببارد.آنهائی که بوئی از آنچه اینروزها بر من می گذرد را شنیده اند، می دانند که چه حس لطیفی بامن است و مرا اینسو آنسو می برد، که ««ان مع العسر یسری … »»

نام دیگر لیلی

 دنیا که شروع شد زنجیر نداشتخدا دنیای بی زنجیر افریدادم بود که زنجیر را ساختشیطان کمکش کرددل زنجیر شد . زن زنجیر شد دنیا پر از زنجیر شد وادم ها همه دیوانه زنجیری !خدا گفت: زنجیرهایتان را پاره کنید شاید نام زنجیر شما عشق استلیلی میدانست خدا چه می خواهدلیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش …

««حی علی الفلاح »»

ماه مبارک که میرسد این حدیث نبوی – صلی الله علیه و آله – را زیاد می شنویم : که ای بندگان خدا … ماه خدا به شما روی آورده … ماهی که خوابتان در آن عبادت و نفسهایتان تسبیح رب العالمینند …  نمی دانم چرا ما ها عادت کرده ایم همیشه و همه جا …

جرعه ی بیست و سوم

   برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می آید تو هم ای دل زمن گمشو،که آن دلدار می آید سر شب،وقتی داشتم آماده  می شدم  برم مسجد برای احیای شب بیست و سوم،به گناهام و روسیاهی ام فکر می کردم و اینکه کدوم یکی از گناهای این یک سالم بزرگتر از اونای …

فرق عدالت

جوانک پشیمان از کرده خویش،جانب موسی علیه السلام را گرفت تا پیامبر را بین خدا و خود  واسطه گرداند؛موسی پذیرفت…ولی چندی نگذشت که او بازهم آلوده به گناه شد.اینبارهم شرمگین نزد موسی شد. موسی بازهم پذیرفت…بارسوم اما همین که جوانک ، گناه خویش را با نبی خدا در میان گذاشت ، موسی سر به زیر …

سحاب رحمتی که می رود

  …ماه رمضان در هر سال، قطعه‌اى از بهشت است که خدا در جهنّم سوزان دنیاى مادّى ما آن را وارد مى‌کند و به ما فرصت مى‌دهد که خودمان را بر سر این سفره‌ى الهى در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضى همان سى‌روز را وارد بهشت مى‌شوند. بعضى به برکت آن سى‌روز، همه‌ى سال …

بیاد معلم شهید انقلاب

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟ نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ! ولی بسیارمشتاقم،که  ز خاک گلویم سوتکی سازد،گلویم سوتکی باشد بدست کودکی بازیگوش و او یکریز و پی در پی ،دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد … بدینسان بشکند …