ذکر

زیارت اربعین

هر بار که زیارت امام شهید قسمتم می‌شود، اول تا آخر سفر را و همه‌ی جزء به جزءِ حرکت‌ها و نشستن‌ها و رفتن‌ها و همه‌ی همه اجزای سفر را به نیابت از شهیدمان می‌گیرم و در همه‌ی ثانیه به ثانیه‌ی سفر، دلم بغض دارد که دنیا آن قدر به او وفا نداشت که لااقل یک‌بار …

در شگفتم من نمی‌پاشد زِ هم دنیا چرا؟

از یک جائی به بعد شعرِ روضه که به جاهای باریک می‌کشد اشک خشک می‌شود صدا در گلو بغض می‌شود… حتا فریاد در نطفه خفه می‌شود. بس که ماتم بزرگ است و بس که واقعه، دهشتناک ماتت می‌برد. خشک می‌شوی. نه اشکی. نه دادی. نه فریادی و نه حتا بُغضی. و می‌ایستی و حسرتِ اشک …

باب الحسین

گفت؛ “عباس” را اگر با حساب ابجد ببینی، معادل “باب‌الحسین” می‌شود. یعنی راهِ ورود به ملکوتِ متعالیِ حسین علیهما سلام. یعنی برای رسیدن به خیمه‌ی امام شهید راهی به جز عباس نیست. و این است که قرآن فرموده به خانه‌ها از باب‌شان وارد شوید؛ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا

شیوه رندانِ بلاکش

شیفت شب، از ساعت ۱۲ شروع می‌شود تا ۶ صبح که مدیر ایرانی هتل یا معاونش بیدار شوند و مجموعه را تحویل بگیرند. کنترل و امضای برگه تردد اتوبوس‌های شهری که زائران را به حرم می‌برند و می‌آورند، تحویل گرفتن نان و میوه و سبزیِ فردا و نظارت بر تخلیه‌ی فاضلاب هتل و رفع و …

قصه قسمت

اهل معنا گفته‌اند که رزق حج را در شب قدر می‌نویسند. اما تقدیر انسان که جزئی از چرخه طبیعت است، لاجرم باید تدریجا محقق و پخته شود و لابد برای همین است که می‌گویند از فردای شبِ قدر برای درکِ شب قدرِ سال آینده برنامه بریزید. و حکما باید تنور داغ نگه داشته شود تا …

لقاء

سرویس اتوبوس‌های درون شهریِ هتل به حرم و بالعکس برای حجاج ایرانی دیشب مجددا راه افتاد. برابر طرح ترافیکی‌ای که پلیس مکه در قبل و بعد از ایام تشریق اجرا می‌کند، ناوگان اتوبوسی حق تردد در محدوده‌ی حرم را ندارد و این ممنوعیت معمولا هر سال، از روز ۱۴ ام به بعد برداشته می‌شود. این …

کعبه‌ی شش گوشه

شب جمعه حتا اگر در مکه و چند صد متری کعبه هم که باشی باز دلت هوای دلبر می‌کند و مرغ خیالت پر می‌کشد تا کربلا. ای نماز ما به خاکت مبتلا و عجبا که مغناطیس عشق حسین، همه را و همه جا را تحت جذبه خود دارد.

لبیک

سخت‌ترین لحظه‌ی سفر حج، آن ثانیه‌ایست که در میقات و در ابتدای ورود به حرم، باید لبیک بگوئی و مُحرم شوی. تا قبل از آن، تا قبل ز آن لحظه‌ی تاریخی، همه‌ی مراودات روزانه‌ات را داری و حرف‌ها و جدل‌ها و تفاخرها و تجاهل‌ها را و وقتی که بناست وارد حریمِ حرمِ کعبه شوی، باید …

حسین

حسین، هم اسمِ من و جوان‌ترین زائر کاروان است. همان که جای پدرش و به نیابت از او آمد و تا آخرین روز در تلاش بود که پزشک کاروان را مُجاب کند که برای پدرش جواز سفر صادر کند و نتوانست. تنومند و قد بلند و خوش سیما، از خوی که با اتوبوس راه افتادیم، …

امام دلها

رفته بودم تا از مصطفا برایم بگوید. از برادرش. از مصطفا حامدِ پیش‌قدم. آخرین فرماندهِ شهیدِ گردان امام حسین ِ لشکر عاشورا. قصه رسیده بود به سال‌های اول انقلاب و داشت از روزهای اول انقلاب می‌گفت و از روزی که قرار شد مصطفا برود جماران و بشود محافظ امام. قصه‌اش که به امام رسید، شوق …