سفر

وطن

بعد از غروب روز نیمه شعبان و ادای فریضه‌ی مغرب و عشاء، وقتی هنوز آن باران سیل آسای بی‌سابقه که ساعتی سرپا نگه‌مان داشت در کفشداری حرم تا بند بیاید، بر کربلا نباریده بود، تابلوی کاروان به دست، ایستاده بودم در منتها الیهِ شمال شرقی صحن عباس بن علی علیهما سلام که زوار را جمع …

نجف گردی

نجف همیشه‌ی خدا شهر دوست داشتنیِ من بوده است. شهری که قریب به هزار سال است محل آمد و شد شیعیان است و مسکنِ علمای شیعه. با ظرافت‌های سیاسی و اجتماعیِ خاص خودش. با گورستان سحرانگیز و اسرارآمیز وادی‌السلام در ضلع شمالی حرم. معماریش، مردم مهربان و دوست داشتنیش، کوچه پی کوچه‌های تنگ و قدیمی …

میهمان عراقی

دارد کم‌کم دست عراقی‌ها به دهن‌شان می‌رسد شکر خدا. دارد کم‌کم رفاه و آسایش برمی‌گردد به مناسبت‌های اجتماعی‌شان. چند شاهد مثال دارم برای حرفم. سفرهای تفریحی و زیارتی و سیاحتی یکی از مولفه‌های جامعه‌ی آسوده است. کسی در هاگیر و واگیر جنگ و بحران اقتصادی و اجتماعی، ول نمی‌کند برود دو هفته برای خودش در …

ثِقَه

اولین بار، پانزده سال پیش روز عید قربان، نام مقتدا صدر را پای اعلانی دیدم که روی تیر برقی ما بین بازار و باب الساعه حرم امیرالمومنین زده بودند. (آن اعلامیه را هنوز بین کاغذهایم دارم.) آن روزها، سیدمقتدی جوانی بود با ریشی پرپشت و عمامه‌ای درشت که پارچه‌ی سفیدی را به نشانه‌ی کفن روی …

به همین سادگی

عراقی‌ها مسلمانان ساده دلی هستند. ساده دلی و ساده فهمیِ دین، خیلی جاها گره از کار آدم می‌گشاید. اصلا اساس دینِ خدا هم بر سادگی و سهل گیری است. بین پرانتز و مثالاً عرض می‌کنم که نمونه این ادعا داستان گاو بنی اسرائیل است و اگر بنی اسرائیل همان اولِ کار که وحی رسید برای …

کوچ

ده سالی بود هر باری که کربلا قسمتم می‌شد، ایام عزای یکی از اهل بیت علیهم السلام بود و پیراهن مشکی تنم. یعنی از بهمن هشتاد و هفت که اولین بخت و نوبت حضور در خیزش اربعین را درک کردم. این سفر اما نه در ایام عزا و نه در اربعین که در ماه شعبان …

به روایت سلطان صاحبقران

قبلا هم درباره نشر اطراف و کتاب‌های که چاپ کرده نوشته بودم. ایده‌های نو در تالیف و جمع‌آوری کتاب ساختن از موضوع‌هائی جذاب، راهبرد اصلی مدیر خوش‌فکر نشر اطراف است و این ارادت ما را به قلمی که می‌زند و قدمی که برای فرهنگ این مُلک برمی‌دارد، دو صد چندان کرده و می‌کند. الغرض، کتاب …

کارت ویزیت

طاهر افندی چند جلد کتاب جهت یادگاری فرستاده بودند. حجره‌ی کتاب‌فروشی در استانبول دارند که آدم گذاشته، می‌فروشد. در والده‌خان کارخانه چاپخانه دارند که با ماشین چاپ می‌کنند. روزنامه‌ی اختر را هم در آنجا چاپ می‌کنند. یکصد عدد کارت به جهت بنده چاپ نموده، فرستاده بودند. کارت کاغذی کوچک است کلفت که اسم شخص را …

حیفا

در شبی زمستانی که بیش‌تر به بهار پهلو می‌زد تا شبی از شب‌های بهمن که قاعدتا می‌باید سرد و سوزناک باشد، وقتی نم‌نم باران عابران پیاده‌روهای عریض خیابان انقلاب را به بازی گرفته بود و نه می‌بارید که خیس‌شان کند و نه نمی‌بارید که تکلیف ملت با هوا معلوم شود که آیا دو نفره است …

زیارت اربعین

هر بار که زیارت امام شهید قسمتم می‌شود، اول تا آخر سفر را و همه‌ی جزء به جزءِ حرکت‌ها و نشستن‌ها و رفتن‌ها و همه‌ی همه اجزای سفر را به نیابت از شهیدمان می‌گیرم و در همه‌ی ثانیه به ثانیه‌ی سفر، دلم بغض دارد که دنیا آن قدر به او وفا نداشت که لااقل یک‌بار …