سفر

اینم یه جورشه خب!

توی یک هتل آپارتمان نقلی در یکی از محله های نزدیک حرم…هفته های اولی که مشهد بودم چون جایی را بلد نبودم فکر میکردم مشهد فقط چهار تا خیابان اطراف حرم و بازار رضا و هفده شهریور است…کل تفریح من این شده بود که عصرها بروم بازار رضا را بالا و پایین کنم…چطور برایتان بگویم …

خسته گان عشق را ایام درمان خواهد آمد…

شاید چاره ی این روزهای من دریا باشد. کشتی باشد. طوفان باشد و قرعه ای که مرا به کام ماهی می فرستد. دلم طوفان می خواهد… دریا… ماهی… موج… شاید تا در دل ماهی بلا گرفتار نشوم، (دال)ِ دلم به الف راست نشود… وَ ذَالنونَ اِذ ذَهبَ مُغاضِباً فَظنَّ اَن لن نقدرَ علیه فنادا فی …

طواف هوائی

از ترافیک خطوط هوائی و شلوغی باند فرود طیاره ها، فقط شلوغی روی باند فرودگاه شهر تو را دوست دارم. می دانی! ترافیک روی باند فرودگاه شهر تو توفیق اجباری دور زدن بالای شهر است و گرد سر تو و گنبد طلائی ات چرخیدن. آنقدر نزدیک که بشود کفترهای جَلد حرمت را هم دید زد …

باد این چنین که می وزی از هوش می رود…

از قدیم و از ندیم شنیده ایم که: هر آنکس که دندان دهد نان دهد. تقصیر من هم نیست که دهنده ی نان باید در فکر تامین دندان ِ خورنده ی گرامی!ِ نان باشد. می خواستید همان اول کار ما را بد عادت نکنید با کرامت های ریز و درشتتان. کی و کجایش را خودتان …

وقتی در آسمان

ساعت یک و نیم بامداد به وقت بغداد است. نشسته‌ام در لابی هتل، نگه‌بان تل ساک و کیف و بار و بنه‌ی کاروانیانی که لحظه به لحظه به تعدادشان اضافه می‌شود. بار ِ من همانی ست که بود. الا مُهر و تسبیح‌هائی که هم‌این ام‌روزخریدمشان. صبح، قبل از اذان سه تائی‌مان رفتیم حرم. من و …

اِوین آباد یا امام رضا!

سابق بر این، قرار امام رضا و من قهوه ای بود. یعنی هرباری که می رفتم مشهد، یک سر می رفتم فروشگاه مواد غذائی آستان قدس – همانی که کنار باب الجواد افتتاح شده – و یک بسته ی صد تائی ِ قهوه ی آماده می خریدم و آن صدتا تمام شده و نشده، دوباره …

ضریح چشم های تو

یادش آمد قبل تر ها بهش گفته بودند که امام رضا ندار نیست! بخیل هم نیست … بعد آرام و مطمئن، باب الرضا را رد کرد و ایستاد کنار همه ی آنهائی که مثل او یقین داشتند که امام دارد می بیندشان و منتظر است که داخل شوند: …

در حاشیه ی سفرها!

چند روز که نباشی، گوگل ریدر ات پر می شود از نوشته های قشنگی که هر روز برایت می آیند و می خوانی شان و طی این سالها، شده اند جزء مهم و لاینفک لذت های هر روزت. لذائذی که انگار، به ترین دلیل تحمل روزمرگی ها و فضای سرد و خشک محیط کارت هستند. …