شیعه‌گی

عمیق

مثل خیلی از دیگر مناسبات فی‌مابینی که در مملکت ساخته‌ایم و باعث تقابل دو نفر، گروه، همکار و همراه باهم شده است، از زمان ابراهیمِ نبی تا یومنا هذا، بین روحانی کاروان حج و عوامل اجرائی، دوئیت و اختلاف رای و سلیقه وجود دارد و عجیب است که هر دو طرف حق‌اند! در این چند …

معاینات (دو)

وقتی قرارست سفری جمعی آغاز شود و انسان‌هائی با سطوح مختلفی از سواد و سن و باورها و رده‌های اجتماعی، مقصد مشترکی دارند، سوژه‌های خوبی برای دیدن! فراهم می‌آید. خاصه در سفری که قرارست در آن، سطح از بین برود و روستائی و شهری و باسواد و بی‌سواد و رئیس و قاضی و کشاورز و …

معاینات (یک)

این‌ها را که می‌نویسم برای آن است که اگر روزی روزگاری همت کنم و یادداشت‌های سفرهای حج را سر و سامان‌شان دهم و جمع‌شان کنم یک‌جا –مثلا برای چاپ- حکایت حج کردن در دهه نود خورشیدی کامل باشد و کسی اگر از اول تا آخرش را خواند دستش بیاید حج در دهه‌ی دوم قرن ۲۱ام …

تو رفته‌ای به سلامت؛ سلام ما برسانی

امروز که دوم فروردینِ سالِ نوی خورشیدی باشد، به حسابِ روز و ماهِ قمری، نیمه‌ی ماه رجب است و روز وفات زینب کبرا – که بر او باد درود خدا- و نیز روزی که شهیدمان صادق عدالت در سوریه تا خدا پر کشید و امروز به عیار روز و ماه و سال‌های قمری، سه سال …

اندک اندک جمع مستان می‌رسند

شیخ علی، آخوندی است پیرسال و بازنشسته‌ی جهاد و اصرار دارد روی فرم ثبت نام، بعد از واژه جهاد بنویسد سازندگی؛ جهاد سازندگی. عمری گذرانیده و موئی سپید کرده و در ایام حج ۹۶ بود که باهاش رفیق شدیم. از یکی از شهرستان‌های اطراف آمده بود خوی که فیش حج به دست، اسم بنویسد و …

عیدانه فراوان شد؛ تا باد چنین بادا… .

روز میلاد صدیقه‌ی طاهره – سلام الله علیها باشد – از صبح که چشم باز کرده‌ای، منتظر خبر خوب باشی در به در دنبال خوشحال کردن مادر باشی و یک‌هو عکس جلدِ کتابت را که دارد می‌رود برای چاپ، بفرستند برایت و بلافاصله بفرستی برای مادری که روایتش از شهید را نوشته‌ای و به دقیقه …

ادای احترام

هر قدری که از بودن در بین سر و صدا و شعار و شور و حال و رقص پرچم‌های سه رنگ و خوش رنگ‌مان در ۲۲بهمن لذت می‌برم، از مراسم‌های دولتی‌ای که برای جشن‌های انقلاب برگزار می‌شود، لذت نمی‌برم! نمی‌گویم «بدم می‌آید» که دچار گیر و گرفت کج‌فهمان نشوم و شما اصلا فکر کن که …

وحدت؟!

این یادداشت را از زبان یک شیعه‌ی هیئتی بخوانید. بچه سال که بودیم، از دنیا رفتنِ صدیقه‌ی طاهره که درود خدا بر او باد را در تقویم و اعلانات رسمی، وفات می‌خواندند و نه شهادت! یادم هست که حتا در برنامه‌های تلویزیونی – که تقریبا تنها رسانه‌ی تصویری آن زمان بود – هم چیزی در …

سند

یکی از قرص و محکم‌ترین معلم‌هائی بود که داشتم؛ حوالی سال‌های ۷۲ ۷۱ که دانش‌آموز مدرسه راهنمائی نمونه‌ی دولتی معلم در آخر کوچه باقرخان بودم و مدرسه‌ی دو شیفته‌مان از علی‌الطلوعِ صبح و تا آخرین رمق‌های عصر کلاس داشت و پائیزها تا زنگ آخر بخورد و کیف و کتاب بر سر و کولِ هم زنان، …

اینجا چراغی روشن است!

سال اولی که اربعین را پیاده تا کربلا رفتیم رفیق رزمنده‌ی خوش ذوق و با روحیه‌ای هم‌پایمان بود که علاوه بر کوله‌ی سنگین و عَلم بلندی که برداشته بود، سر و بدن و لباسش پر بود از سربند و عکس آقا و برچسب و تصویر حاج قاسم و الخ. در کل آدم با روحیه‌ای بود …