شیعه‌گی

سبزِ سرخ

لباس سبزی که با فانوسقه‌ی کلفتِ یشمی رنگی مرتب شده و در سینه‌ی چپش آرم زردرنگ سپاه دوخته شده بود در قامت یک جوان قد بلند و خوش سیما که چهره‌ی بشاش و محاسنِ بلند و پوتین‌های خاک خورده داشت، همه‌ی تصویر کودکی‌های من از سپاه و از پاسدارها بود. پاسدارهائی که همه یک شکل …

در شگفتم من نمی‌پاشد زِ هم دنیا چرا؟

از یک جائی به بعد شعرِ روضه که به جاهای باریک می‌کشد اشک خشک می‌شود صدا در گلو بغض می‌شود… حتا فریاد در نطفه خفه می‌شود. بس که ماتم بزرگ است و بس که واقعه، دهشتناک ماتت می‌برد. خشک می‌شوی. نه اشکی. نه دادی. نه فریادی و نه حتا بُغضی. و می‌ایستی و حسرتِ اشک …

باب الحسین

گفت؛ “عباس” را اگر با حساب ابجد ببینی، معادل “باب‌الحسین” می‌شود. یعنی راهِ ورود به ملکوتِ متعالیِ حسین علیهما سلام. یعنی برای رسیدن به خیمه‌ی امام شهید راهی به جز عباس نیست. و این است که قرآن فرموده به خانه‌ها از باب‌شان وارد شوید؛ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا

نَجات

دو نفر از عواملِ اجرائیِ مجموعه‌مان در هتل مکه، در همان شغلی که در ایران به آن مشغول بودند، به کار گرفته شده بودند؛ حاج رحمان انباردارِ مجموعه و حاج نَجات سرآشپز رستوران. و نَجات را با فتحه، به عمد نوشتم که قرائتِ آذریِ اسمش باشد. یعنی همان طوری که آنجا صدایش می‌زدیم. حاج نجات …

وداعیه

هیچ‌وقت و هیچ بار در هیچ زیارتی، به نیت وداع زیارت نکرده‌ام. به فهم ناقص من، وداع یعنی جدائی و بقول دوستی عاشق پیشه؛ خداحافظی دوری میاره، جدائی میاره… . و عصر امروز، نوبت دل کندن بود؛ یعنی وقت وداع آخر به هر تقدیر و به رغم میلِ دل من و همه‌مان رسیده است. و …

شام آخر

و امشب شب آخری بود که در این سفر میهمان اقلیمِ قبله‌ایم. و یار نادیده سیر چه زود گذشت؟ ساعتی از شب گذشته مهیا شدم بروم مقام. (و این لغتی است که عوام‌الناس آذری زبان برای حرم و اماکن مقدسه استعمال می‌کنند.) دلم برای دیدنِ دوباره‌ی کعبه پر می‌کشید. اتوبوس‌ها دیگر نه به ترتیب و …

احتیاط!

وقتی بعد از ایام تشریق برگشتیم مکه، روزی سر سفره‌ی شام، شیخِ معینِ کاروان ارومیه‌ای‌ها پرسید که چرا قبل از منا و عرفات مُحرم شده بودی و شنید که به خاطر خروج از حرم و باطل شدنِ احرامِ عمره‌ی تمتعی که از مسجد شجره بسته بودم. گفت احتیاط این است که یک طواف نساء دیگر …

غدیر

شکر خدا، این دومین غدیری بود که میهمان سفره‌ی گسترده‌ی حج و سرزمین حجاز بودم. و حج را تو اقیانوسی انگار کن که تلاطم موج‌هایش، تو را که رها و سبکبار شده‌ای، به هر سو که می‌خواهد ببرد و تو قطره‌ای شوی از دریایی بی‌کران و پیوند بخوری به سلسله‌ای که از آدم و ابراهیم …

قربانی

روزی که در شبستان مسجد شجره، بیرون مدینه داشتم تقلا می‌کردم که تلبیه بر زبانم جاری شود و لبیک بگویم و مُحرم شوم و آن لحظات ملکوتی مثل تهی کردن قالب، سخت بودند و شیرین، دلم، تهِ تهِ دلم این امید سوسو می‌زد که این بار به عوض مردی برگزیده که خدا او را به …

لقاء

سرویس اتوبوس‌های درون شهریِ هتل به حرم و بالعکس برای حجاج ایرانی دیشب مجددا راه افتاد. برابر طرح ترافیکی‌ای که پلیس مکه در قبل و بعد از ایام تشریق اجرا می‌کند، ناوگان اتوبوسی حق تردد در محدوده‌ی حرم را ندارد و این ممنوعیت معمولا هر سال، از روز ۱۴ ام به بعد برداشته می‌شود. این …