شیعه‌گی

الغدیر، آغاز یک نامردی است!

تیغ تیز آفتاب تابستانیِ حجاز، بی هیچ ستر و حجابی بر سر و روی قافله می بارید. خیل عظیم زائران بیت عتیق از همه جای جزیره العرب، اولین و آخرین تمتعِ با پیامبرشان را، گزارده بودند و پیامبر در آخرین روزهای عمرش، حج را نیز به امتش آموخته بود. هزار هزار حاجی سر تراشیده، در …

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش …

امشب،‌حج مکرر و چهل روزه حسین آغاز می شود. حجی که به سی روز «ذی الحجه»،‌ آغازید و در ده روز محرم و به یوم عاشور،‌ تمام شد. … و اَتمَمناها بِعَشر! امشب،‌حسین علیه السلام،‌چون همیشه ی تاریخ و در خلاف طواف به گرد سنگ و گِل،‌عزم میقات «نی» و مِنای «نوا» می کند. حسین …

وَ برَحمَتِکَ الّتی وَسِعَت کُلُ شَئ…

روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند. آوازی شنید که ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می‌دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟ شیخ گفت: بار خدایا! خواهی آنچه را که از رحمت تو می‌دانم و از کرم تو می‌بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچکس سجده‌ات نکند؟ آواز آمد: نه از تو؛ نه …

رساله ی زُهد …

و فرمود: زهد بین دو کلمه از قرآن است که خدای سبحان فرموده:«تا برآنچه از دست شما رفته حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده شادمان نباشید» -حدید۲۳- کسی که بر گذشته ی خود افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد، همه ی جوانب زهد را رعایت کرده است.

برای امام رضای خودمان!

ساده، زلال، پاک، روان … آب دیده اید؟ یک تکه نور …جلوه مهتاب دیده اید؟ او نور، شور، غلغله…دریا چگونه است؟ من خوار، زار، وازده…مرداب دیده اید؟ نفرین به صبح…حال مرا درک می کنید؟ دل داده اید؟… عاشق بیتاب دیده اید؟ مثل خیال بود،چه کم بود،حیف شد مردم!…”خدا نصیب کند”…خواب دیده اید؟ یا امام رضا …

جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد!

وقتی می خواست حالی مان کند که چقدر چشم سفیدیم که جلوی روی خدا خلاف می کنیم، می گفت جماعت! هیچ می دانید که شاهد امروز کژی هاتان قاضیِ فردای کرده هاتان است؟ … علی، عیان می دید و عیان می کرد.

افتتاحیه

حمد و سپاس را با ستایش تو آغاز می کنم… یقین دارم تو مهربان ترین مهربانانی اگه حرف مهر و محبت باشه… اگه حرف حال گیری باشد تو شدیدترین مجازات ها را می کنی…. صحبت بزرگی پیش بیاد تو از همه بزرگتری،زورت از همه بیشتره…. تو اجازه دادی من صدات کنم،ازت بخوام…پس بشنو…. …………………. تو٬ …

داس ِ مَهِ نو

تا اطلاع ثانوی، اتمسفرِ دوزخ هولناک دنیای مادی، پراست از شمیم بهشت. از بوی خوش ربنا. از خنکای اجابت و استجابت … شیطان برون و ابلیس امّاره ی درون را به بند کشیده اند … یار با صد هزار جلوه برون آمده! و تا خدا! فاصله ای نمانده. داس ِ مَهِ نو، مژده ی فصل …

از علی آموز اخلاص عمل

تابلوهای راهنمائی و رانندگی هر یک پیام خاصّی دارند. برخی توجّه می‌دهند و برخی اخطار. برخی دیگر نیز یادآوری کننده و تأکید کننده‌اند. تعدادی هم از راننده می‌خواهند که خود را نسبت به وقوع هرگونه حادثه‌ی احتمالی مجهّز سازد. پیام‌های ابرمردی که حکومت کوتاه پنج‌ساله‌اش- که همین می‌تواند درس‌های فراوانی برای مدیران نظام اسلامی باشد …