مردِ موعود

آدینه

نوید آمدنت را در باور بلورینم نهاده ام، تو خواهی آمد؛ همچنان که بهار می آید و تو بهار جاودانه ای ، آنگاه که سیاهی رخت بر بندد و سحر از مشرق دلها سر زند. تو خواهی آمد؛ و قامت سروهای خم شده راست خواهند شد و راستی درست … تو خواهی آمد؛ و ما …