ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

می‌شناختمش. رفیق پدرم و خیلی از جبهه دیده‌های شهر بود. مردی که عین شغلش بود. ساکت و سر به زیر با چشم‌هائی نافذ و نگاهی گرم. از آن‌هائی که خنده و گریه و سرفه و سلام و نشست و برخاست‌شان حساب دارد و می‌دانند کجا باید سرفه کرد و کجا باید خندید و کجا باید …

کشتی وسیع

نمی‌دانم آیا بین این‌همه فایل‌های نیمه نوشته و یادداشت‌های هنوز کامل نشده، مجالی خواهم داشت که از اربعین و کربلای امسال بنویسم یا خیر؟ خاصه این‌که، نرفته به یکی از عزیزانِ دوست، قول داده‌ام که اگر برگشتم! دست به کیبورد نشوم و ننویسم الا متن‌هائی را که ماه‌هاست قولش را به‌ش داده‌ام و حالا که …

چند شب در بر همسایگان شمالی

فردا به افق ایران و عراق که لا بینهم فِراق، اربعین است و جمعیت به نهایت ازدحامش در کربلا رسیده و می‌رسد و هی هر لحظه به آن اضافه می‌شود. اهالی عراق به فتوای حضرت آقای سیستانی که خدایش به سلامت دارد، هر روز از ماه صفر که پا داد را به قصد زیارت اربعین …

ففروا الی الحسین

داریم می‌رویم زیارت. مثل هر سال. اما انگار امسال قصه‌مان جور دیگریست که؛ دلم از هیچ می‌لرزد… . نه من. که خیلی‌های دیگرِ دائم‌الاربعین همین حالند! شب که در تشویش و درگیر فکر و خیال بودم، همسر گفت که چرا دلواپس چیزی هستی که سر و ته‌ و ابتدا و انتهایش به کسی وصل است …

مکتبِ جمعه‌ی طفلِ گریزپای

آقای دکتر که کت و شلوار مشکی و پیراهن رنگ روشن به تن و برق در نگاهش داشت، قرار بود زبان به‌مان تدریس کند. بعدِ قریب به ۱۵ سال که از آخرین واحد زبان انگلیسی‌ای که پاس کرده بودیم می‌گذشت. عرقِ خوف از شش سوراخ‌مان شُر و شُر جاری بود که آمد تو. مرد میان‌سالِ …

بوی ماه مهر

دوباره بعد از ۱۹ سال، مهرماه برایم رنگِ درس و دانشگاه و اضطراب سر وقت رسیدن به کلاس و حاضر غائب شدن گرفت. وقتی در عصر پنج‌شنبه‌ای پائیزی که خورشید نهایت زورش را برای گرم کردن زمین و هوا می‌زد و نگفته معلوم بود طرفی نخواهد بست از این زور بی‌خودی که می‌زند و در …

قرآن نخوانید؛ لطفاً

سفرنامه نویسیِ امروزِ روز با سفرنامه نویسیِ ده بیست سال قبل تومنی صنار توفیر کرده است. قبل‌تر، امکانِ این‌همه نوشتن فراهم نبود که الان هست. هرطور که حساب کنی، تایپ کردن راحت‌تر و سریع‌تر از با قلم نوشتن است و با قلم نوشتن دفتر و دستک می‌خواهد و جائی برای نشستن و نور کافی برای …

زمزم

یک ماه نشده که از حج برگشته‌ام. و در تمام روزهای این یک ماه، روزی نبوده که دلم تنگ روزهای کمی که دیدار کعبه قسمتم بود نشده باشد. در این بیست و چند روزی که برگشته‌ام، سفرهای کاری و غیرکاری و رتق و فتق اموری که یک ماهِ نبودنِ بخاطر حج، عقب‌شان انداخته بود باعث …

حق را باید گرفت!

علم فیزیک می‌گوید«اگر شیئی از محلی شروع به حرکت کند و بعد از طی مسافت و زمانی، به محل اولیه‌ی خود برگردد، مجموع کار انجام شده برابر (صفر) خواهد بود!». این را علم فیزیک و محاسباتش می‌گویند که همه‌ی حساب و کتاب‌هایش دور دایره‌ی ماده است و داخل قواعدِ دنیا. به فیزیک اگر بود، وقتی …

احساس سوختن به تماشا نمی‌شود

مشکی محرم را از وقتی امام شهید را شناخته‌ام داشته‌ام. یادش بخیر آن سال‌ها که نوجوان بودیم و جلسات زیارت عاشورایِ عاشورا تا اربعینِ حاج ولی آقای نوروزی تازه راه افتاده بود و شیرینی اسمِ حسین تازه داشت می‌خزید توی رگ‌هایمان و راه کربلا و زیارت امام مسدود بود و دیدن حرم یک آرزوی دست …