آرشیو برچسب ها: شهرداری

کرونا ضرب در ۴

هنوز مانده تا ابعاد پنهان و پیدای این ویروس عالم‌گیر را متر و ذرع کنیم و این هنوز از نتایج سَحَرِ سِحرِ آن بیماری واگیرِ زبان نفهم است که توانست نمازجمعه‌ای را که موشک‌های صدام و بمب منافقان نتوانست تعطیل کند را تعطیل کرد و حرم اهل بیت علیهم السلام را و درس و دانشگاه …

حسابرسی کرونائی

حکایت شهرداری‌ها و دولت، بقول ما ترک‌ها حکایت بچه‌ی اضافیِ حاجی لک‌لک‌ است که هیچ‌وقتِ خدا برایش توی لونه جا پیدا نمی‌شود. یا مثل لقمه‌ای که مانده بیخ گلو که نه می‌شود پسش داد و نه می‌شود خوردش. سر همین زیادی بودن و در راستای از سر باز کردن و کوچک کردن حجم دولت و …

اصلاح ذاتِ بین

انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی در حالی قرار بود در ۷ اسفند ۹۴ برگزار شود که هم‌زمان دو نفر از دوستانم داوطلب نمایندگی بودند. که یکی‌شان سابقه‌ی داوطلبی در دوره‌های قبلی را داشت و یادم هست، یک‌سال مانده به انتخابات در خلال حرف‌های خودمانی‌ای که بین‌مان بود و هنوز هم هست، به‌ش گفتم که …

امان‌الله خان!

انتخابات سال ۹۰ در حالی برای تعیین مستأجران چهارساله‌ی ۲۹۰ صندلی سبزِ ساختمان هرمی شکل خیابان بهارستان تهران در ۱۲ اسفند برگزار شد، که من مسئول ناحیه ۲ شهرداری خوی بودم. چهار سال از استخدامم در شهرداری و دو سال از روزی‌که شهردار حکم کرد بروم ناحیه دو را تحویل بگیرم می‌گذشت. کار نواحی در …

رد رأی روی برف

سال ۸۵ موعد انتخابات مجلس خبرگان رهبری بود. دولت نوپای نهم، در امتداد حذف و تعدیل بسیاری از روندهای غیرضروری که دست و پاگیرِ سیستم دولتی و حکومتی بودند، به این نتیجه رسید که کم‌کم انتخابات‌ها را تجمیع کند. یعنی با پس و پیش کردن موعد انتخابات‌ها، کاری کند که در یک روزِ رأی‌گیری، دو …

چاقوی دسته صدفی

اهل سنت منطقه‌ی آذربایجان، عموما کُرد هستند. این‌که می‌گویم عموما یعنی قریب به اتفاق سنی مذهب‌های استان ما و البته استان کردستان و کرمانشاه حتا، از نژاد کُرد هستند  و از آن‌جا که در فرهنگ شفاهی آذری زبان‌ها، به مسیحی می‌گوئیم اِرمَنی، به اهل سنت هم می‌گوئیم کُرد. علت هم برمی‌گردد به این‌که مردم منطقه …

از شمار دو چشم؛ یک تَن کم!

آخرین بار، پیرمرد را در حیاط سپاه دیدم. دو سه سال پیش. آن سالی که معاون شهردار بودم و آن‌روز برای شرکت در مراسم روز پاسدار رفته بودم آن‌جا. از آخرین باری که دیده بودمش خیلی می‌گذشت و گذشت سال‌ها، او را حسابی تکیده کرده بود و از همه‌ی هیبتی که داشت، یک پوست مانده …

سفر مبارک… ظفر مبارک…

رفیقِ همکاری داریم که ۱۲ سال پیش وقتی استخدام شدم، یک‌راست فرستادندم زیر دست او و نگو در تمام ماه‌هائی که شاد و خرم از صبح تا ظهر می‌گفتیم و می‌خندیدیم و کار! راه می‌انداختیم، دارد زاغ سیاه چوب می‌زند و سبک سنگین می‌کند و می‌آزمایدم به انواع سنگ محک‌ها که آیا یکی مثل خودشانم …

تخفیف

معمولا زمان باعث عادی شدن و خودی و صمیمی شدن در رابطه‌ها می‌شود و اشتغال به مدت زیاد در محل و مکانی عمومی مثل ادارت و نهادها و سازمان‌ها، حس مالکیت می‌آورد و باعث می‌شود رسوب کنی و ته‌نشین که شدی و وقت بازنشستگی یا انتقال و جابجائیت از این اتاق به اتاق هم‌جوار که …

نشان از بی‌نشان

خیلی از کارهای مردمِ قدیم روی حساب و کتاب بوده. آن‌هم آن‌وقتی‌که ابزارهای محاسباتی ِمدرنِ الان و الزام به مهندسیِ طراحی شهری و معماری نوین هنوز وارد معادلات روزمره‌ی مردم نشده بود و ما مردم مدرنِ امروزی فکر می‌کنیم که کار مردمان سده‌های پیشین، که اکثر قریب به اتفاق‌شان از قضا درست و به قاعده …