آرشیو برچسب ها: شهیدانه زیستن

عاشورائی می‌مانیم… .

شب عاشورا، شهادت‎نامه‌ی عشاق امضاء می‌شود. این را از شعری یاد گرفته‌ایم که سال‌های سال، از قدیم و از خیلی قبل‌تر از این‌که من و مثل من‌ها پا به دنیا بگذاریک و انیس مجالس عزای امام شهید بشویم، نوحه‌ی سوزناکِ هیئت‌ها بوده و هست و خواهد بود؛ امشب شهادت نامه عشاق امضاء می‌شود فردا ز …

منزل نو مبارک

اصلش این بود که نمی‌خواستم تشییعش را بروم. نمی‌خواستم، چون دوست داشتم قبل از همه برسم سر خاک و در مزاری که تا دیروز نمادین بود و جسمش را در آغوش نداشت، مثل باقی شهدائی که قبل از این، فیض دفن و تلقین‌شان را داشتم، مناجات کنم و زیارت عاشورا بخوانم و تبرک بجویم در …

آیریلیق دائمی اُولدی؛ نه بیر آی‌لار، نه مین آی‌لار

تو سالی به دنیا آمدی که جنگ تمام شد. روزهای جنگ، فرهنگ جبهه، مشی مردمی که مشغول مقاومت هشت ساله بودند و فضای آن هشت سال را نه دیدی و نه بودی. پدرت فرمانده بود و وقت تقسیم غنائم که شد، ترجیح داد در لباس پاسداری بماند و طرف گوشت قربانی‌ای که از زمین و …

۱۳۶۲/۱/۲۲

بهارهای آمده بعد از تو سی و پنج تائی شد. و من مانده‌ام با گوشه‌ی دلی تنگ و با چشم‌هائی یتیمِ ندیدنت و آغوشی یتیمِ نفشردنِ تنت در تنم. -تا تنت بشود وطنم!- قبل‌تر، بچه‌تر که بودم، فکر می‌کردم که رفته‌ای و نیستی و دلم بیش‌تر بهانه‌ی نبودنت می‌کرد اما این روزها از رد عمیقت …

سیدمرتضا

دیروز سالِ سیدمرتضا بود. بیست و پنجمین سالِ شهادتش. سیدمرتضای آوینی که حضرت آقا لحن و متن و منشش را دوست داشت و فهمیده بود که از اهالی آسمان است و آسمانی است و راه‌های آسمان را بلد است. سیدمرتضا را با روایتِ فتحِ پنج‌شنبه‌های دهه‌ی هفتاد و آن موسیقیِ غم‌دار و خاص و منحصربفردش …