آرشیو برچسب ها: شهید علی شرفخانلو

مجلس تنهائی

با خانه‌تکانی عیدِ هر سالش که از یکی دو ماه مانده به بهار شروع و در آخر زمستان تمام می‎شد، فرش و دیوار و مبل و منزلِ همیشه تمیزش را از نو گرد می‌گرفت، تا مهمان‌ها وقتی برای عیددیدنی آمدند دیدنش، فرش و دیوار و مبل و منزلش برق بزنند مثل همیشه. هر سال تهِ …

آخرین انتخابات قرن

و اما انتخابات اخیر که اگر بلائی دامنِ سیاستِ مُلک را نگیرد و رئیس فعلیِ جمهور جر نزند مثل دوباری که خودش گفت «جر زده پیش رهبر» و گفته «من دیگر بازی نیستم!»، آخرین انتخابات قرن اخیر بود و کاش کسی این صد و خورده‌ای سال انتخابات در ایران را که از فردای امضای فرمان …

شرفخانلوی اصل؛ شرفخانلوی فرع

از دین خدا آن قدری سرم نمی‌شود که فتوا بدهم آیا با تغییراتی که در روابط اجتماعی ایجاد می‌شود، احکام مکروه و مستحب و مباح هم می‌تواند دست‌خوش تغییر و تعدیل شود یا خیر؟ مثلا در شرع مقدس داریم که گورستان محل خرید و فروش نیست و شارع مقدس فرموده که این کار مکروه است. …

پول خون

هر بار هرکسی با توپِ پُر و به غیظ و غضب می‌آید تو که «یالاه! مُرده ما را بدهید برویم! خودمان آمبولانس داریم!» ناگفته پیداست که خط و ربطش یک‌راست و بی‌هیچ پیچ و خمی برمی‌گردد به جابر و تحریکاتی که می‌کند و سوءاستفاده‌ای که از حال نزار صاحب عزای تازه عزیز از دست داده …

و نسیم انس گشت وزان

و من هم‌چنان معتقدم که حج نه از میقات و نه از لحظه‌ی احرام و نه از طواف و نه از وقوف، که از خانه‌ی خودِ زائر و از لحظه‌ای که قصد خانه‌ی خدا می‌کند و از ساعتی که دل می‌کَند از شهر، شروع می‌شود. و شاید به همین مناسبت است که چند روز پیش، …

۶۰ تمام!

روی سنگ مزارت نوشته متولد هجدهم خرداد سال سی و هشتی. یعنی امروز سالگرد تولدت است. مادرت می‌گوید شبی که دنیا آمدی، صبحش عید قربان بود و برای تبرک ماه قربانی و حج، جلوی اسمت یک قربان گذاشتند و روی سجلی‌ای که برایت گرفتند نوشته شد؛ قربان‌علی. زدم روی یکی از این سایت‌هائی که تقویم …

بروایت سال ۵۴

آدم‌ها از یک سِنی به بعد، سر موضوع‌های کم اهمیت حساسیت بی‌خود پیدا می‌کند. مثلا روی پررنگ چاپ شدن پرفراژ روی دفترچه اقساط بانک. یا روی پس و پیش نوشتن تاریخ بالای نامه‌ای که خطاب به مقامی مسئول در فلان اداره نوشته است و روی تاخوردن و نخوردن کاغذهای رسمی و عدد اعشارِ آخر حقوق …

همسایگی

فکرِ این‌که شهدای شهر یک‌جا جمع و یک‌جا دفن شوند مال پدرم بود. قبلش شهیدِ هر محله‌ای را می‌بردند توی گورستان همان محله و بین مرده‌ها دفن می‌کردند و حجله و پرچم برایش می‌گذاشتند که از مُرده سوایش کنند. پدرم که اهل فکر و ذوق و دور را دیدن بود، یک‌روز رفت شهرداری و لابی! …

۹۸٫۰۱٫۲۲

⭕️امروز دو تا جشن تولد داشتیم. یعنی جشن بود روی جشن و تولد روی تولد. تولد پسر ارشد امام شهید، حضرت سجاد علیهما سلام و سال‌گرد شهادت شهیدی که شهید شد تا خونش قاطی خون خدا شود و پسری باشد از پسران #امام_شهید. ⭕️و نه مگر این‌که امام سوم ما را امام شهید و اب‌الشهداء …

چهل سالگی انقلاب به روایت حسین

  چشم که باز کردم دور و برم پر بود از آدم‌هائی که چشم و دل‌شان به امام و حرف‌هایش دوخته شده بود.   مادربزرگم که خروار خروار آرد خمیر می‌کرد و می‌پخت تا بفرستد جبهه؛ به حرف امام بود که سپرده بود «هرکس هرطور که بلدست از جبهه‌ها حمایت کند.»   دائی‌هایم که سالی …