آرشیو برچسب ها: یاد ایام

سبزِ سرخ

لباس سبزی که با فانوسقه‌ی کلفتِ یشمی رنگی مرتب شده و در سینه‌ی چپش آرم زردرنگ سپاه دوخته شده بود در قامت یک جوان قد بلند و خوش سیما که چهره‌ی بشاش و محاسنِ بلند و پوتین‌های خاک خورده داشت، همه‌ی تصویر کودکی‌های من از سپاه و از پاسدارها بود. پاسدارهائی که همه یک شکل …

هوس کار

آقا اسماعیل، آرایشگری است پیرسال که از وقتی که من چشم باز کرده‌ام و یادم می‌آید، مغازه‌اش سر گذری بود که نجاری پدربزرگم آنجا بود و ویترین و دک و پوز آرایشگاهش همان‌هاست که چشمِ کودکی من دیده است. بی حتا ذره و کمتر از ذره‌ای تغییر و اصل و فرع مغازه و اشیاء و …