به روی همه هم باز نمی شود!

البته «الجهاد باب من ابواب الجنّه فتحه اللَّه لخاصّه اولیائه». باب جهاد، باب کم‌اهمیتى هم نیست؛ درِ بهشت است، به روى همه هم باز نمیشود؛ به روى اولیاء باز میشود. این نشان میدهد که مردم مجاهد ما از اولیاى خداوند هستند که این باب روى آنها باز شده است. حضرت ِ آقا. دی روز. دیدار …

شیوه ی ساختن یک دوست!

هیچ چیز را تا اهلی نکنند نمی توان شناخت. آدم ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. آن ها چیزهای ساخته و پرداخته را از دکان می خرند اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد، آدم ها بی دوست و آشنا مانده اند. تو هم اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن! * *.- …

تذکره الرفقاء: فصل ِ ذکر ِ یحیای ِ متین ِ کاظمی! *

طول دوستی مان شش ماه هم نشد. از وسط های مهرماه حساب کن تا مثلن آخرهای بهمن. نصف بیشترش را هم که اصلن با هم نبودیم. یعنی هر کس سی ِ خودش بود. اما در همان زمان کم، کلی چیز از هم یاد گرفتیم. کلی کتاب را دو تائی – هم زمان حتی! – خواندیم. …

رساله ی بازگشت

«هر بار وقتی از سفری به ایران برمی‌گردم، دوست دارم سر فرو بیافکنم و بر خاکِ سرزمینم بوسه‌ای بیافشانم… این اولین‌بار بود که چنین حسی نداشتم… برعکس، پاره‌ای از تنم را به جا گذاشته بودم پشتِ خطوطِ مرزی، خطوطِ بی‌راه و بی‌روحِ مرزی… خطوطِ “مید این بریطانیای کبیر“! پاره‌ای از نگاهِ من، مانده بود در …

افق

“اهل سیاست، خیال می‌کنند که دور را می‌بینند؛ البت می بینند، اما نه خیلی دور را. حکماً اگر خیلی دور را می‌دیدند، کارشان توفیر می‌کرد. امیرالمومنین، روحی فداه، اهل سیاست بود، اما دور ِ دور را می‌دید، جایی به قاعده‌ی قیامت دور و دیر… یا علی مددی!” * *.- من او/ رضاامیرخانی

بر حاشیه ی برگ شقایق

اهالی شهر را خبر کنید. دیگر نه حاجت به هیزم است و نه نیاز به بریدن درخت بیت الاحزان. دیگر نه حتی خبری از مویه های جان گذار شبانه… اهالی را بگوئید تا آسوده! بخوابند. شهر در امن و امان! است… راحت یاتین مدینه لی لر ئولدی فاطمه…

تقدیر یک کتاب

هیچ کس در واقعیت نمی تواند کتابی بنویسد. کتاب برای آن که صریح و صادق باشد، باید خورشیدهای دو گانه ی بامداد و شام گاه را در خودش بگنجاند. جنگ ها را و اعصار را و دریای پیوند دهنده و جدا کننده را. هر کتاب برای خود صیاقی دارد و تقدیری؛ شاید بهشتی و دوزخی …

یک نبرد طولانی

نه برادران! چیزی عوض نشده‌است و هنوز هم اَس‌الاساس بنای انقلاب اسلامی بر مبارزه است و هنوز هم ما محتاج هستیم که روح حماسه و ایثار را در میان مردم زنده نگاه داریم، بسیج را تقویت کنیم، اسلحه بسازیم، عاشورا را حفظ کنیم، فرهنگ مصفای عاشورائیِ جبهه‌های جنگ را اشاعه دهیم و خود را برای …

سال به این شیوه می تواند (نو) شود!

به نظر من اولی‌ترین نقطه‌ای که انسان خوب است به فکر بیفتد، رابطه‌ی خودش با خداست. اول سال که میشود انسان فکر کند که خب حالا این سال و قبلش هر جور بود، گذشت و الآن یک مقطع جدیدی است؛ یک رابطه جدیدی تعریف کنیم با خدای متعال حضرت آقا از این جـــا: بشنوید.