شب‌های رمضان

آخرین قدر قرن

یکی از اصول مدیریت، کنترل است و کنترل یعنی پائیدن مجموعه و عوامل و آیند و روند و این در سازمان‌های خدمات‌رسانی که کارشان شب و روز و تعطیل و شنبه و سیزده بدر برنمی‌دارد، باید متنوع‌تر و بیش‌تر باشد که چرخ سازمان طوری روان بچرخد که صدای جرواجر از آن برنخیزد. سر همین پایش …

بخشش کرونائی در شب قدر

حجاری از جمله مشاغل مرتبط با آرامستان است. از زمانی که من یادم می‌آید و خیلی خیلی قبل‌تر از وقتی که سن و سال من قد بدهد، یعنی از هزاران سال قبل به این‌طرف، قبور را علامت‌گذاری می‌کرده‌اند که اسم و رسم صاحبانش معلوم باشد و هیچ وسیله‌ای بهتر و ماندگارتر از سنگ برای نشان …

تجلیل نکنید لطفا

قبل از پرداختن به موضوع این یادداشت، لازمست نکته‌ای را متذکر شوم و آن این‌که؛ بنده هرچه آموخته‌ام و هر سواد و مهارت و دقت و عزمی که دارم را از معلم‌هایم آموخته‌ام و آموخته‌ام که بوسیدن که دست معلم، بزرگ‌ترین فخری‌ست که ممکن است نصیب کسی شود و پیرو مرام مکتبی هستم که امام …

عید است و می‌دهند برات

پدربزرگم، که خدایش بحق این ایام و بحق اخلاصی که در عمل داشت غریق رحمتش کند، عادتش بود عید که می‌شد، یک طبق شیرینی گل‌محمدی از قنادی مجاور مغازه‌اش می‌خرید و می‌گذاشت روی چهارپایه‌ای جلوی دکان در پیاده‌رو که آیندگان و روندگان دهن‌شان را شیرین نکرده نروند از مقابل نجاریش. عیدهایش هم فقط مختص اعیاد …

بی‌قراری کنید تا برسید!

امروز که ۲۶ روز گذشته از ماه مبارک باشد، سرازیریِ اتمامِ شماره‌ها تا رسیدن عید دارد به نهایت سرعتش نزدیک می‌شود و مردمان – چه آن‌ها که روزه می‌دارند و بیش‌تر از روزه‌دارها، روزه‌خوارها- منتظرالعید و منتظرالحلولِ ماهِ نو اند. یک پای ثابت دعاهای ماه مبارک، خواستن توفیق حج در سال‌جاریست. و نه فقط برای …

حجابِ اکبر

هر سفر حجی که پیش می‌آید، دوره می‌افتم به دوره کردن کتاب‌هائی که دارم و دوره می‌افتم به خریدن و انباشتن کتاب‌هائی که ندارم و به حج مرتبطند. سال‌ها پیش وقتی هنوز همشهری داستان را دوستان دوره‌ی فعلی شواری شهر تهران، به پول نفروخته بودند و هنوز سردبیرش نفیسه مرشدزاده‌ی کار بلد بود، در شماره‌ای …

اسیر فروشی

عرب‌ها به آبِ میوه می‌گویند عَصیر. یعنی که عصاره. به انار هم می‌گویند رُمّان. و سرجمع آب انار می‌شود؛ عَصیر الرُمّان و در محاوره که سر و ته کلمات زده می‌شوند آب انار را روی تابلوی آبمیوه فروشی می‌نویسند «عصیر رمان» و چون تشدید نمی‌گذارند معمولا بالای حروف مُشَدّدِه، رُمّان را رُمان می‌خوانیم و این …

هر دست دادنی به معنی برادری نیست!

همه‌ی ما رفتارهای عمومی و خصوصی داریم. لباس بیرونی و اندرونی داریم. لباس‌های مخصوص مجالس عمومی که رسمی و شق و رق و اتو کشیده‌اند و لباس‌هائی برای راحتیِ منزل و لم دادن که هر کدام بجای خودش لازمند و هیچ‌کدام جای آن دیگری را نمی‌دهند. نمی‌شود با لباس ورزشی به مجلس عروسی رفت و …

بگشای لب؛ که قند فراوانم آرزوست!

رجب و شعبان و خاصه رمضان که ماه روزه است اگر در عراق یا حجاز در یکی از اماکن زیارتی باشی خواهی دید که در گوشه‌ای از صفوف اول جماعتِ مغرب و عشاء سفره باز کرده‌اند برای افطار. و نه سنگین و رنگین و با دبدبه و کبکبه که مختصر و مفید؛ خرمائی و قهوه …

خیاط هم در کوزه افتاد

پیرزن اجاقش کور و خانه‌اش سوت و کور بود. سال‌ها پیش شوهرش که می‌شد به عبارتی تنها همدم و مونس تنهائی‌هایش، رفته بود به رحمت خدا و آن‌قدری ارث و میراث برایش گذاشته بود که محتاج کسی نباشد و در و همسایه از سر لطف و حق همسایگی هر از گاهی سر به‌ش می‌زدند و …