با کریمان کارها دشوار نیست!

خیلی سال قبل یکی از رفقای طلبه‌ی اهل درد و عامل به وظیفه، از سر دغدغه‌ای که داشت می‌گفت بهزیستی پسر بچه‌هائی که در شهر دچار یتیمی و یا بدسرپرستی می‌شوند را به خاطر نبودن مرکزی برای نگهداری از ایشان، منتقل می‌کند به یکی از شهرهای سُنی نشین جنوب استان و پسران دچار، در فضای …

نمیخای نیا!

محمدحسین پسر قلی، از قدیمی‌های شهر و از معلم‌هائی که نصف هم سن و سال‌های ما، یا در دبیرستان شاگردش شده‌اند و یا در دروس عمومی دانشگاه. مرد پیرسال و موسفید کرده‌ی محترمی که تابستان و زمستان، کت و شلوارِ اتوکشیده‌ی جنتلمنی تنش هست و کفش واکس زده‌ی چرم خالص به پا و سر و …

۶۰ تمام!

روی سنگ مزارت نوشته متولد هجدهم خرداد سال سی و هشتی. یعنی امروز سالگرد تولدت است. مادرت می‌گوید شبی که دنیا آمدی، صبحش عید قربان بود و برای تبرک ماه قربانی و حج، جلوی اسمت یک قربان گذاشتند و روی سجلی‌ای که برایت گرفتند نوشته شد؛ قربان‌علی. زدم روی یکی از این سایت‌هائی که تقویم …

عید است و می‌دهند برات

پدربزرگم، که خدایش بحق این ایام و بحق اخلاصی که در عمل داشت غریق رحمتش کند، عادتش بود عید که می‌شد، یک طبق شیرینی گل‌محمدی از قنادی مجاور مغازه‌اش می‌خرید و می‌گذاشت روی چهارپایه‌ای جلوی دکان در پیاده‌رو که آیندگان و روندگان دهن‌شان را شیرین نکرده نروند از مقابل نجاریش. عیدهایش هم فقط مختص اعیاد …

سهم من؛ سهم ما

قدِ آن‌روزهای من نهایتش تا کمر آدم بزرگ‌ها می‌رسید و جائی که ازدحام جمعیت بود، من می‌ماندم لابلای دست و بال آدم بزرگ‌ها و یا دست و آرنج می‌دیدم یا آسمان را. این تصویر و این ماندن لابلای جمعیت را فقط یک‌بار تجربه کردم. در ازدحامی که جلوی سپاه خوی بود بخاطر بدرقه‌مان به تهران. …

تقویم رومیزی

سر سال که می‌شود، یک اپیدمیِ گُنگی همه جا را می‌گیرد. ملت می‌افتند به طلبیدن تقویم و سررسید از همدیگر و بیش‌تر البته؛ سررسید. و بیش‌تر آن‌هائی که سالی به دوازده ماه، خودکار و مداد دست نمی‌گیرند برای یادداشت کردن چیزی یا یادآوریِ قراری یا نوشتن جزوه و دفتری مشتاق دریافت سررسیدند و بیش‌تر دوره …

بی‌قراری کنید تا برسید!

امروز که ۲۶ روز گذشته از ماه مبارک باشد، سرازیریِ اتمامِ شماره‌ها تا رسیدن عید دارد به نهایت سرعتش نزدیک می‌شود و مردمان – چه آن‌ها که روزه می‌دارند و بیش‌تر از روزه‌دارها، روزه‌خوارها- منتظرالعید و منتظرالحلولِ ماهِ نو اند. یک پای ثابت دعاهای ماه مبارک، خواستن توفیق حج در سال‌جاریست. و نه فقط برای …

حجابِ اکبر

هر سفر حجی که پیش می‌آید، دوره می‌افتم به دوره کردن کتاب‌هائی که دارم و دوره می‌افتم به خریدن و انباشتن کتاب‌هائی که ندارم و به حج مرتبطند. سال‌ها پیش وقتی هنوز همشهری داستان را دوستان دوره‌ی فعلی شواری شهر تهران، به پول نفروخته بودند و هنوز سردبیرش نفیسه مرشدزاده‌ی کار بلد بود، در شماره‌ای …

اسیر فروشی

عرب‌ها به آبِ میوه می‌گویند عَصیر. یعنی که عصاره. به انار هم می‌گویند رُمّان. و سرجمع آب انار می‌شود؛ عَصیر الرُمّان و در محاوره که سر و ته کلمات زده می‌شوند آب انار را روی تابلوی آبمیوه فروشی می‌نویسند «عصیر رمان» و چون تشدید نمی‌گذارند معمولا بالای حروف مُشَدّدِه، رُمّان را رُمان می‌خوانیم و این …

هر دست دادنی به معنی برادری نیست!

همه‌ی ما رفتارهای عمومی و خصوصی داریم. لباس بیرونی و اندرونی داریم. لباس‌های مخصوص مجالس عمومی که رسمی و شق و رق و اتو کشیده‌اند و لباس‌هائی برای راحتیِ منزل و لم دادن که هر کدام بجای خودش لازمند و هیچ‌کدام جای آن دیگری را نمی‌دهند. نمی‌شود با لباس ورزشی به مجلس عروسی رفت و …