آمده بودند برای ثبت در تاریخ

بعد هرگز، آمده بودند برای ظبط مصاحبه. اولش برادر … که روزگاری نیروی بابا بود و امروز شده فرمانده سپاه خاطره گفت. با کلی دنگ و غنگ تنظیم فوکوس دوربین و نور پردازی … نوبت رسید به من.فهمید که هیچگاه تصویر سه بعدی و لمسی از پدرم نداشته ام. داشت توصیه می کرد به استعاره …

ب ؛ مثل بــابــا

این که هر سال ، بیست و دوم فروردین ، یوم الموعود من شده است ؛ این که هر سال ، بیست و دوم فروردین ، خورشید جور دیگری می تابد و زمین انگار سنگینتر شده است ؛ ابن که هر سال ، بیست و دوم فروردین ، روی من به سوی تو شده است …

اینجا تمام جاده ها از درد می پیچند

وقتی که دست باغبان بوی تبر دارد وقتی که حتی مهربانی، دردسر دارد آقا نمی آئی چرا؟ بااینکه می دانی … دوری برای قلب این دختر ضرر دارد! اصلا بگو این منتظر را دوست می داری؟ آیا دلت از خستگی هایش خبر دارد؟ اینجا تمام جاده ها از درد می پیچند هرگز نمی بینم کسی …

سین مثل … سبزه

دلم برایت می سوزد که به جرم نحسی سیزده و یا هر چیز دیگر، بی رحمانه روی سقف ماشینهایمان می گذاریمت و تو را بدست بازی  ناجوانمردانه ی باد می سپاریم که سرنگون شوی و نحسی سیزده , به در شود ؛ عضو مظلوم هفت سین.  جالب نیست؟ اینکه تو را دستان مهربان مادربزرگ می پرورد و دست آخر مغضوب …

مراقب ماسه های زندگی باشیم !!!

پروفسور ایستاد و چند شی،را روی میز گذاشت….وقتی کلاس شروع شد بدون هیچ کلمه ای یک شیشه بزرگ سس مایونز را برداشت و شروع به پرکردن آن با چند توپ گلف کرد . بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است ؟ و همه تایید کردند .سپس پروفسور ظرفی از سنگ ریزه برداشت …

برای وقتی که روز نو می شود…

نوروز همان روزى است که ابراهیم خلیل(ع) بت هاى قومش را ـ که در آن روز براى شرکت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شکست. و نوروز روزى است که کشتى نوح(ع) بر کوه جودى نشست… و انگار که زایش دیگرباره زمین و تکمیل دور دوار چندهزار و چندصد باره ای دیگر ، نوید …

درس معلم ار بود زمزمه محبتی…

««ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا»»دل یک میلی داردو اقبالی و ادباری.««فاتوها من قبل شهوتها ادبارها»»کوشش کنید آنرا از ناحیه میل آنها پرورش بدهید و بزور وادارش نکنید.««فان القلب ادا اکره اعمی»»قلب اگر مورد اکراه و اجبار قرار بگیرد ،کور می شود،یعنی خودش را واپس می زند… از کتاب تعلیم تربیت اسلامی استاد شهید

زیارت ناحیه مقدّسه

… سلام بر آن کسی که میکائیل در گهواره با او تکلّم می‌نمود، سلام بر آن کسی که عهد و پیمانش شکسته شد، سلام بر آن کسی که پرده حُرمَتش دریده شد، سلام بر آن کسی که خونش به ظلم ریخته شد، سلام بر آنکه با خونِ زخم‌هایش شست و شو داده شد، سلام بر …

شاهد از غیب رسید…

چندهزار سال قبل که فیل اعلی حضرت ، خشایار شاه کبیر یاد هندستون می کند و در راستای تقریب و تالیف قلوب و نه چیز دیگر فراش مبارک را تجدید می کنند و یه زن یهودی می ستونن – که خودش حکایت مفصلی داره و قصه اش رو میتونین اینجا بخونین –  … >> نتیجه اش میشود کشتار عام …