هزار و چهارصد و چهل و هفت منهای دویست و پنجاه و پنج میشود به عبارتِ یکهزار و یکصد و نود و دو.
یعنی مولودی که شب نیمه شعبانِ سال ۲۵۵ هجری به دنیا آمد، امشب که شب نیمه شعبان سال ۱۴۴۷ باشد، ۱۱۹۷ ساله میشود؛ به میمنت و مبارکی و دلِ خوش.
الحمدلله رب العالمین که عمر ما در عهد امامتِ مولودی گذشت که وعدهی آمدنش را پیامبران پیشین دادهاند و آرزوی خدمت کردنش را امامانِ قبلش به دل داشتند؛ «لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی[۱]»
مثل امشب و فردائی که شب و روز جشن است، به این فکر میکنم که حالا بعد از سالها آذین بستن و ریسه کشیدن نیمههای شعبان، چه آنروزها که شعبان در تابستان بود و چه آن سالها که جشن روی تقویم عید نوروز بود و چه الان که وسط زمستان است، داریم کمکم میفهمیم که آرزوی «ظهور منجی» و حسرت «بازگشت امام» و امید تشکیل حکومت و رویای «گسترش عدل» نه فقط از راه جشن و سرور و شادی که از راهِ تمهید ابزارِ فنی و سفت و سخت بستنِ پیچهای ماشین پیچیدهی «زیست در عصر یخیِ غیبت» میگذرد و باید برای «آمدنِ امام» راه را مهیا و صاف کرد و موانع را برداشت و شیاطین را سرجا نشاند.
چه خام بودیم آن سالها که از «نیمه شعبان» فقط ریسهاش را میفهمیدیم و چه سخت است امتحان این سالها که میدانِ غبارآلودهی وسیعِ پر از دشمنِ قسم خوردهی پرتعداد روبرویمان است و «ماندن» تابآوریِ بزرگ میخواهد و لطفِ بیحد خدا.
با خودم فکر میکنم حالا «الهم عجل لولیک الفرج» گفتنهایمان، باید مسئولانهتر از ده سال و بیست سال پیش و حتا پارسال باشد. از نیمه شعبان پارسال تا امشب، چند هزار جانِ عزیز، شهیدِ «ایران» که «شیعه خانه اهل بیت» است شده و زندهایم هنوز؟
[۱] امام صادق علیهالسلام فرمود: «اگر دوران او را درک میکردم، همه روزهای زندگیم را در خدمت به او میگذرانیدم»

دیدگاهها
بیایید تا صبح بنشینیم
و
#امنیجیب بخوانیم.
یکبار در سال هم که شده مثل آدمهایی بشویم که از نبودن تو مستأصل شدهاند. بیچاره شدهاند. که از اضطرار تو طاقتشان تمام شده. یک شب هم که شده باور کنیم دنیا بدون تو، جای زندگی نیست. به خدا التماس کنیم شاید راضی بشود و به ما برت گرداند یا دلش به حال ما بسوزد؛ به حال یتیمهای بی امامی که سالی یکبار یادشان می آید آدم بی امام چقدر یتیم میشود.
-مریمروستا