من دیپلمات نیستم. من انقلابیام. و حرف را صریح و صادقانه میگویم؛ شما (آمریکائیها) اسلحه را مقابل ایران میگیرید و میخواهید مذاکره کنید! ملت ایران مقابل این چیزها مرعوب نخواهد شد! – – – – حضرت آقا. دیدار فرماندهان نیروی هوائی +. ۱۹/۱۱/۹۱
معروض است که از امروز تا انتخابات که به عیارِ تقریب، ۴ ماه یا چند روز کمتر و بیشتر مانده، حضرات در جلسات محفلی، گرمِ رفعِ اختلافات و جُستنِ نقاط مشترک و زدودنِ کینههای زنگ زده از زنگار دلاند که از انتخابهای قبلی و شکست و پیروزیهای سابق، به جا مانده. رفع سوء اثر کینهها …
فقرهی تحریمهای فلج کننده، دامنِ دامنه و هاست ما راه هم گرفت و به سبب مشکل نقل و انتقال پولِ خارجکی، به جهت تمدید اشتراک فضا و نام در فضای مجازی، باعث از کار افتادن www.sarir209.com به مدت سه شبانه روز شد. با سپاس از جناب زاهدِ عزیز که زحمت تمدید اشتراک دامنه و فضا …
در فقرهی معرکهی دیروز مجلس که کلهم اجمعینِ وقتِ عصارهگانِ! ملت و حضرات دولت را گرفت و شد آنچه نباید میشد، معروض است که حضرتِ آقا چند وقت قبل هشدار فرموده بودند که هرکس از امروز تا روز انتخابات در طبل تفرقه بکوبد، خائن است و من نمیدانم با این بلای همهگیر جنگ اقتصادی و …
قاهر ۳۱۳ بر فراز آسمان و جماران در اقیانوسهای آزاد کلکسیون پهپادهای سید علی هم کمکم دارد تکمیل میشود سجیل و شهاب و زلزال در پوست خود نمیگنجند پسر عموهای پیشگام و داروین تمام گزینههایشان روی میز است اما بوی نم از زیر میز برخاسته فجر ۵ و ایوب فوق تخصص شدهاند در محو غدههای …
کاش کسی کجمان کند سوی کویر. این روزها عجیب بوی تنهائی دارند و سکوت و فکر. از کج و ناراستی این روزگار پیچاپیچ، راه راست گم شده و راه ما و کجروان قاطیِ هم. من دلم تنگ آن شبهای سرد کویریست که در بیانتهای بیابان تو مانده بودی و من… من ماهیام، نهنگم و عمّانم …
داشت از تعجب شاخ میروئید روی سرش وقتی شنید در آن سفر دور و دراز که شرق و غرب ایران را زیر پا گذاشتم و حسرتی از حیث سفر و مسافرت به دلم نماند، تنها چیزی که همراهم نبرده بودم دوربینم بود! هیچ رقم حاضر نبود مثل منی را در سفر، بی دوربینم تصور کند …
به آنچه امید نداری، امیدوارتر باش از آنچه به آن امیدواری. که برادرم موسی بن عمران – که درود خدا بر او باد – برای آوردن آتش بیرون رفت و خدا با او به پیامبری سخن گفت… – – – پیامبر اعظم. صلیاللهعلیهوآله. کنزالاعمال. حدیث۵۹۰۴
و فرمود: هر از گاهی، به دور از همهی تصنعات و ژستها و لایههای تو در تو و خود ساختهای که اسمش را گذاشتهایم شخصیت و به هیچ وجهِ من الوجوه رضا به نبودنشان نمیدهیم، خلوتی کن و بیاندیش که چرا اینجائی؟ و اصلن سر جایت هستی؟ و اگر نیستی، چرا!؟ این بهتر از هزار …
دیدنِ رویِ تو را دیدهی جان بین باید! وین کجا مرحلهی چشمِ جهان بینِ من است؟ حافظ
