دُشمنِ شَدید

(این یادداشت مال یکی دو ماه بعد از ماجرای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) است که امروز از آرشیوی که خبر از بودنش نداشتم، پیدا شد و برای دلِ خودم، مجددا منتشر می‌شود. همان وقت البته میثم رشیدی مهرآبادی، آن‌را در صفحه کتابِ روزنامه جام جم منتشر کرده بود.)

یک‌روز در اثنای ماه مبارک سال گذشته با هادی درستی روی هم ریخته بودیم که دورهمیِ ماهیانه کتابخوانی‌مان را که مصادف با فروردین و رمضان شده بود را بیاندازیم حوالی جمعه آخر ماه و مناسبتی برگزارش کنیم؛ بنام قدس. در ذهن من این بود که راجع به فلسطین و غده هفتاد ساله‌اش اسرائیل در بازار نشر ایرانی کتاب کم داریم و عقلم از چهار پنج عنوان فراتر نرفت. با هادی گفتیم یکی از این چهار پنج تا را می‌گیریم و در جلسه معرفیش می‌کنیم به دوستان کتابخوارمان.

شبش که برگشتم خانه و یک سر رفتم سراغ کتابخانه‌ی کوچکم، خواستم آن چهار پنج تا را سوا کنم و سر سری چرخی بین لابلای کتاب‌ها، یکهو متوجه شدم که قریب به چهل عنوان سوا شده است و اگر بگردم باز هم می‌توانم بیابم. خیالم عوض شد. باید برای این‌که کدام را انتخاب می‌کردیم برای جلسه، کارتن موز مهیا می‌کردم ببرم‌شان پیش هادی.

از ترجمه و تالیف و قصه و رمان و خاطره و تحلیل، همه رقم کتاب بود در فقره فلسطین و اسرائیل و یهود و من هیچ فکر نمی‌کردم برای این “دشمن شدید”، این‌همه کار کاغذی شده باشد در ایران. قطعا عدد کتاب‌های با موضوع سرزمین مقدس بیش‌تر از یک کارتن موز کتابی بود که من داشتم و خوانده بودم و جالب‌تر تنوع کتاب‌ها بود؛ از “سفر به ولایت عزائیل” ِمرحوم جلال آل احمد تا فحش‌نامه‌ای ترجمه شده به نام “خداحافظ اسرائیل” که نوشته یک یهودی مهاجر روس بود که قضا را در سال ۱۳۵۷ و در یکصدهزار نسخه منتشر شده بود و طرح جلد جالبی داشت و خاطرات اسرای زندانِ اسرائیلی کشیده و کتابی از دل کرانه باختری به نام “کاپوچینو در رام‌الله” که به طنز پهلو می‌زد و فرهنگ گردآوری شده‌ی سخنان رهبر انقلاب راجع به دشمن شدیدمان اسرائیل و حکایت دیوار حائل دور سرزمین‌های اشغالی که عمق نژادپرستی و آزار ارتش یهود را به تماشا گذاشته و تحلیل اجتماعیِ پیوستش که اسرائیل با این دیوار حائل و منافذی که برای تردد باز و بسته می‌کند، علاوه بر حفاظت از خویشتنِ خویش‌شان، نقشه‌ی پلیدی برای حذف تاریخ و بالاتر از آن خشکاندن درختان زیتونِ خانوارهای فلسطینی کشیده که با خشکیدن‌شان، میراث آبا و اجدادی و فخر اجتماعی‌شان هم خشکانده می‌شود. و کتاب کمیک سرزمین مقدس که نقاشی‌هایش را گی دولیل کشیده بود و نشر اطراف به ترجمه منتشر کرده بود و هفته قبل در همین ستون معرفیش کردم.

و البته سر گل کتاب‌ها، “فرهنگ مصور تاریخ یهود و صهیونیسم” بود که سال‌ها پیش نشر سایان از ناشری مصری خرید و ترجمه‌اش کرد و به وزانت هرچه تمام منتشر شد و از داود و موسی و سلیمان نبی علیهم السلام تا آریل شارون و نتانیاهو را در آن می‌توانی بجوئی و حتا آداب و احکام شرعی پیروان عنودِ یعود را.

ورقِ جلسه برگشت و بنا شد آن کارتن موز را بار بزنم به جلسه و راجع به هر عنوان چند کلمه بگویم و یادش بخیر آن جلسه که به یاد ماندنی‌ شد و یکی از پربارترین جلسات دورهمی ِکتابخوارها در خوی. و بماند که کتاب “برخیز و اول تو بکش” را به همه توصیه کردم بخوانند و آن تاریخ خودنوشتِ تشکیل سازمان اطلاعاتی اسرائیل است که یکی از افسران سرویسِ خُفیه‌ی اسرائیل آن‌را نوشته و این‌جا هم همه را به خواندنش توصیه می‌کنم. کسی این کتاب را بخواند، دیگر از حمام خونی که این‌روزها اسرائیلی‌ها در غزه راه انداخته‌اند شگفت زده نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *