روز خواستن و برآوردن

پس پری روز برای کسی که از شغل م پرسیده بود توضیح می دادم که کار مثل منی عمومیت دارد و همه جای کارم باید یک جا جلو برود و رسیدم به شاهد مثالی و گفتمش حالا شما حساب کن باران، وقتی ببارد هم این طرف بلوار را می شوید و هم آن طرف ش …

خواجه خود رسم بنده پروری داند!؟؟

یکی از عوامل تحت اختیار!!! که اینجا را با خانه ی خاله اش یک سان گرفته! دی روز را دودره کرده بود به خیال اینکه رئیس! می رود کنسرت عالیم قاسیم اف آذربایجانی و اداره نمی آید و نیامده بود سرِ کار. غافل از اینکه من سر کار بودم و کنسرت ام را نرفته ام. …

لیت شعری این استقرت بک النوی

هر جمعه که می گذرد… هر صبح جمعه که خواب آلود و خمار از خواب بیدار می شوم و با چشم های نیمه باز، دنیا را به همان شکلی می بینم که دی روز دیده بودمش و می فهمم اتفاقی! که باید! هنوز! نیفتاده… حسرت ِ نبودنت، نیامدنت و دیدارت چنگ می اندازد به روحم …

می باری… می بارانی…همینک..همیشه…

از صبح تا الان که لنگ ظهر است و قلندر بیدار!، زل زده ام به صفحه ی شیشه ای مانیتور و بارانی از کلمات می بارند بر خیالم و من نمی دانم که کدامشان مناسب حال این روزهای من است! که سر هم شان کنم و بنویسم تا بمانند! به یادگار این روزها که آن …

چشمه… سرچشمه…

آبان فصل ورق خوردن اتفاق هاست. سرآغاز روی داد های مجهول بعدی. این سرِ ماست و آستان لطف تو. اتفاق، زیبائی و شیرینی و شوق دانستنش به مجهول بودن وقت روی دادن و نوع و اندازه ی آن است. عیاری ست شگرف برای یادآوری آزمون صبر و امید و توکل. آی خدائی که آن بالا …

به افق ِ طلوع

خانه ای خواهم ساخت! در بالای بلندی شهر. جائی که حتی شمار آدم هائی که از شهر می روند را داشته باشم. حتی اگر نصف شب باشد! کتابی خواهم نوشت! کتاب خودم را. به سبک دلی که از من ریش شده در طول این سال ها که هر روز و شبش هزار ماه است… خانه …

فروش! بر حسب سلیقه شخصی

به نوشته روزنامه صهیونیستی هاآرتض، در اسراییل اخیرا زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی در ویترین به نمایش گذاشته شده اند. به نوشته این روزنامه، در ویترین فروشگاهی در “مرکز خرید دیزین گوف” در تل اویو پایتخت اسراییل تابلویی نصب شده که بر روی آن نوشته شده …

دلم برا حرمت پر می زنه…

شما را که می دانم یادتان هست. ولی من تا همین چند دقیقه ی قبل یادم نبود که هر سال مثل ام شبی که شب میلادتان است، سهم ما را سوا می کنید و پیمانه ی مان را پُر. حتی لبریزتر از سال های قبل. یادم نبود برات همه ی کربلا هایم را شما به …

برکت مجاورت کتبی

در طول نزدیک به ۲۰ سال، چه در زمان ریاست جمهوری و چه بعد از آن مرتب سعی کرده‌ام به منازل شهدا بروم و یک جلد کلام‌الله مجید نیز به آنها اهدا کنم، همواره مقید بوده‌ام که در پایان جمله‌ای که در کنار قرآن نوشته‌ام، آخرین کلمه نام شهید باشد تا نام و امضایم در …