پرزیدنتی که سوسک شد!

کفشی به او نخورد ولی مُرد و پیش از آن که بمیرد در نطق بچگانه خود گفت که نمره‌ات ۱۰ بود اما تو ۲۰ گرفتی المنتظر! حالا باران کفش می‌بارد در واشنگتن و بغداد المپیک کفش راه افتاده است در خیابان‌های دنیا و در منا شیطان عقبی را هر ساله بعد از این با کفش …

الغدیر، آغاز یک نامردی است!

تیغ تیز آفتاب تابستانیِ حجاز، بی هیچ ستر و حجابی بر سر و روی قافله می بارید. خیل عظیم زائران بیت عتیق از همه جای جزیره العرب، اولین و آخرین تمتعِ با پیامبرشان را، گزارده بودند و پیامبر در آخرین روزهای عمرش، حج را نیز به امتش آموخته بود. هزار هزار حاجی سر تراشیده، در …

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش …

امشب،‌حج مکرر و چهل روزه حسین آغاز می شود. حجی که به سی روز «ذی الحجه»،‌ آغازید و در ده روز محرم و به یوم عاشور،‌ تمام شد. … و اَتمَمناها بِعَشر! امشب،‌حسین علیه السلام،‌چون همیشه ی تاریخ و در خلاف طواف به گرد سنگ و گِل،‌عزم میقات «نی» و مِنای «نوا» می کند. حسین …

زود باش، بجنب. یک کاری بکن.

و هیچ سالی تو همه ی این سالها نبوده است که همیشه دو جفت کفش داشته باشم که یک جفت شان؛ واکس خورده و تمیز باشد. که وقتی پایم می کنم؛ حس کنم باید قدم بزرگی بردارم وگرنه حق مطلب را درباره ی کفشِ به این قشنگی ادا نکرده ام. و هیچ پیراهنی نداشته ام …

جنگ است هنوز!

مردم، «پیر جوان»های سیزده ساله را یادتان می آید؟ ستاره هائی که روزی روزگاری بر ما هبوط کرده بودند. برما و ایران کهن سال ما که راه نشان ما و اولاد بنی آدم دهند! تفسیر آخرالزمانی آیه های کتاب کریم را می گویم. تمثیل شجره ی طیبه ای که فرمود: «اَصلُها ثابِت وَ فَرعُها فی …

محکومین ابدی!

بیشتر آدم! ها محکومند. محکومند که مادر باشند و شب و روز دلواپس باشند. محکومند که مثلا دائی باشند و دلشان پَر بکشد برای خنده های خواهرزاده. یا مثلا عمه باشند که اتوماتیک وار عاشق بچه ی داداشش است. یا معلم، که عاشق تک تک بچه های کلاس است که جدول ضرب را از بر …

وَ برَحمَتِکَ الّتی وَسِعَت کُلُ شَئ…

روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند. آوازی شنید که ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می‌دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟ شیخ گفت: بار خدایا! خواهی آنچه را که از رحمت تو می‌دانم و از کرم تو می‌بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچکس سجده‌ات نکند؟ آواز آمد: نه از تو؛ نه …

رساله ی زُهد …

و فرمود: زهد بین دو کلمه از قرآن است که خدای سبحان فرموده:«تا برآنچه از دست شما رفته حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده شادمان نباشید» -حدید۲۳- کسی که بر گذشته ی خود افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد، همه ی جوانب زهد را رعایت کرده است.