مقابل گنبد سبز که میایستی انگار دنیا و هر چه در آن است مسخّر توست! بس که عظمت و جلال و جود در قاب چشمهای پر طلب و بارنیات پُر شده مقابل گنبد سبز نبوی که میایستی انگار همهی دلخوشیهای عالم در دلت جا کرده است بس که شور و سرور و غرور در نظرت …
للحق. به عون حی کریم و دعای ویژهی حضرت حجت عازم سفر حج هستم و محتاج عنایت خدای منان و دعای خیر دوستان دوستان اگر حقی بر ضمهی حقیر دارند به کرم و فضل و منت، حلالش کنند که سبکبالی و سبکباری متاع لازم این رفتن است… و لله علی الناس حج البیت من استطاع …
ای کریمی که از خزانهی غیب کسِ کمی چون مرا به فضل بیمنتهایت غنی کردی و امر به آمدن و سپیدجامه شدن و تلبیه و طوف و تقصیر و حلق و وقوف نمودی! حالا من و دستهای خالیام من و چشمهای پر از شوق و امیدم من و پاهای پرآبلهام من و دل ناماندگارم من …
ما هنوز شهادتی بیدرد میطلبیم، غافل از آنکه شهادت را جز به اهل درد نمیدهند… سیدمرتضای آوینی. رحمهاللهعلیه
رفیق صاحب خبری میگفت: پیش اربابِ کرم، با کاسهی پُر رفتن شرط عقل و رسم آداب دانی نیست! میگفت: کریم برنمیتابد میهمانش به غیر عطای او متنعم شود و خوش ندارد اهل سفرهاش دست خالی از خوان نعمت او برخیزند. میگفت: سوی دلدار که میروی، دل ببُر و دل ببَر و دل بخواه. میگفت: کاسهات …
جادوی گیسوی تو سلسلهی موی تو قصهی ابروی تو هزار و یک شب است که به درازا کشیده و حکایت هجران تو، شهرهی شهر شده ماهِ من! از رخ نقاب بر افکن و ماه سیمین عذار از پس سلسلهی طرهی گیسو عیان کن بگذار در این چند شب باقی هلال ماه رویت بَدر بتابد و …
… روزی ایشان [امام خمینی] با زبان بسیار سادهای فرمودند: «برادران مسلمان و عزیز! شما یک کت و شلوار فاستونی پیدا کردهاید و میپوشید و با یک کت و شلوار، حالتان تغییر میکند و غروری پیدا میکنید، فکر نکردهاید که این فاستونی پشمی از کجا تهیه شده؟ آیا مواد این پشم، همان پشم نیست که …
اوضاع بیسامان جهان بیقاعدهتر از هر زمان منتظر دست مهربان و گره گشائیست که بیاید و گره از کار دنیا بگشاید گرهی چنان سفت که به دندان نمیآید و چنان کور که جز به معجزه گشوده نمیشود! در آن روزِ نوروز مرد موعود ما در وقتی درست در ثانیهی پایان جهان رخ خواهد نمود و …
این روزها کارمان شده این که کار کنیم و بسازیم و ببافیم و سر هم کنیم و شب و روز را یکی کنیم و جد و جهد کنیم که کار ماندگار کنیم که فردا روز به خاطرهاش به یاد روزهائی که با جد و جهد و تلاش شب کردیمشان دل خوش کنیم… این همه فقط …
مِیخانه اگر ساقی صاحبنظری داشت میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت…
