پولیتیک‌

دیدار یار مهربان در حرم

یکی از لذت‌های سفر اخیر دیدار مکرر و خیلی اتفاقی با یار مهربان و دانا و خوش بیانی بود که گوید سخن فراوان با آن‌که بی‌زبان است! آن‌هم در یکی از غیرمحتمل‌ترین اوقاتِ سفر؛ در مسیر برگشتن از جلسه مدیران کاراوان‌ها در نجف! ستاد عتبات در شهر نجف که لااقل دو نوبت در هر سفر …

هویت مقدس

عمو که شب عید و در ناممکن‌ترین زمان مجبور شد یک سر بیاید خوی و سند فیش حجی را که برایش خریده بودیم را شخصا در محضر ثبت اسناد رسمی امضا کند، در ضمن اسناد و مدارکی که باید برای امضای اوراق همراهش می‌بود، هدیه‌ی گران‌بهائی برایم آورد؛ سجلیِ پدربزرگم مرحوم مش حسین آقای شرفخانلوی …

سیل

من واقعا نمی‌دانم سیل که گلستان و شیراز و چند نقطه‌ی دیگرِ کشور را گرفت بخاطر زمین‌خواری حضرات و تبدیل مسیل‌ها به سکونت‌گاه و ویلا و فلان بود یا نه بلائی بود ناغافل که بر سر مردم بارید. سواد و تخصص لازم را هم برای اظهار نظر در مورد لزوم سدسازی و یا این‌که چون …

سفر به سرزمین شمالی با نقاشی!

هر چیزی که انسان را از دانستن و فهمیدن در موردش منع کنند، ناخودآگاه جذاب می‌شود. شاید اگر آن ممنوعیت از اول نبود، کسی شوقی برای دانستن در موردش نداشت و هر بار بی‌تفاوت از کنارش رد می‌شد. کره شمالی، یکی از آن مناطق ممنوعه‌ای است که دوست و دشمنش دوست دارند در موردش بدانند …

آزمون

  روزهای آخر سال است و هر قدر که از حجم کارِ شعبات دیگر سازمان‌ها و ادارات کم می‌شود و دوستان همکار، اندک اندک فلنگ را می‌بندند و واحدشان با یک دهم ظرفیتِ اسمی و رسمی کار می‌کند و در حد این‌که درِ اتاق‌شان بسته نمانَد، می‌آیند و می‌روند، دوستانِ امور مالی حسابی سرشان شلوغ …

گزارش چند دیدار در یک اتفاق

رفتنِ نیم روزه‌ام به تهران در هفته‌ای که به حسابی هفته‌ی آخر سال است و همه‌ی عالم و آدم در تلاشند که مبادا مبادا کارِ نیمه کاره‌ی سال کهنه به سال نو موکول شود، اگر به بهانه‌ی کتاب و خواندن و نوشتن نبود، محال بود اتفاق بیفتد. چه این‌که این‌ها که شمردم همیشه‌ی خدا برای …

چهل سالگی انقلاب به روایت حسین

  چشم که باز کردم دور و برم پر بود از آدم‌هائی که چشم و دل‌شان به امام و حرف‌هایش دوخته شده بود.   مادربزرگم که خروار خروار آرد خمیر می‌کرد و می‌پخت تا بفرستد جبهه؛ به حرف امام بود که سپرده بود «هرکس هرطور که بلدست از جبهه‌ها حمایت کند.»   دائی‌هایم که سالی …

استعفا

بنظرم مهم‌ترین شاخصه‌ای که در اخلاق حاکمان باید باشد احترام به شعور عمومی مردم است. بدم می‌آید از قومی که وقت انتخابات مردم را آگاه، هوشمند، بصیر، رشد یافته و تعیین کننده می‌خوانند و فردای روز انتخابات مردم را و کسانی که به اتکای رأی آن‌ها، حضرات صاحب امضا و نظر و حکومت و قدرت …

زیاده جسارت است!

آن سالی که شُغلم ربط مستقیم‌تری به مناسبات فرهنگی و اجتماعی داشت، یکی از کارهائی که کردم، الکترونیکی کردن آلبوم عکس‌های بنیاد شهید شهرمان بود. آلبوم‌هائی که به مرور زمان رفته بودند تا زیرزمین بنیاد و توی خاک و خل و بین لوازم اسقاطی اداره داشتند خاک می‌خوردند تا بپوسند. اسناد ذی‌قیمتی از تاریخ مردم …

یک سوال بی‌پاسخ!

بیش‌تر از برعنداز و منافق و لندن نشین و ضدانقلاب و عمامه انگلیسی به سر و نق زنِ داخلی و سرمایه‌های وطنیِ اسرائیل، از دست دوستان داخل دایره‌ انقلابی حرص می‌خورم که در عین اخلاص و دوستی و مودت با انقلاب، کارشان تولید و تحویل سوژه به خناسانی است که در خط اول اسم بردم. …