خارج از موضوع شیعهگی از شمار چشم ها یک تن کم … توسط حسین شرفخانلو در دوشنبه, اردیبهشت 28, 1388 خدا بیامرزدشون. هم آقای بَهجت رو و هم مرحوم پدربزرگ مارو که فامیلیش، جزء مفاخر مذهبی اش به حساب می اومد و با غرور تمام، سینه جلو می داد که: میگن یکی از مجتهدین قم، فامیلیش بهجتیه! نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط پولیتیک جماعت خدا خوی دفاع روزمرهها شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۷ (جمهور) خوی شهیدانه شیعهگی نوستالوژی یادداشتهای جنگی ۳۳ (پرچم) خارج از موضوع خوی دل نامه سفر سفر قبله یادداشتهای جنگی ۳۲ (حج جنگی)
دیدگاهها
خدای متعال با پیامبر اکرم (ص) محشورشان بگرداند ان شاءالله