اِقرَأ کِتابَک توسط حسین شرفخانلو در پنجشنبه, اسفند 20, 1388 و جلال می گفت: من، اهل این روزگارم و نباید ندیده بگذارمش! نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن) اِقرَأ کِتابَک جماعت خدا دفاع شهیدانه شیعهگی خانومْ ماه اِقرَأ کِتابَک دفاع سفر بلاتکلیف
آیه اِقرَأ کِتابَک پولیتیک تلخند جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر روزمرهها شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۲۹ (سخنِ وَطن)
دیدگاهها
و خوش به حال ِ “حال ” جلال!