دل نامه زود ِ دیر توسط حسین شرفخانلو در پنجشنبه, اسفند 12, 1389 حرفهای ما هنوز ناتمام… تا نگاه می کنی: وقت رفتن است بازهم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود آی… ناگهان چقدر زود دیر می شود! قیصر امین پور. که خدایش رحمت کناد… نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط آیه اِقرَأ کِتابَک تلخند خوی دفاع دل نامه شهیدانه زینب فقط بخواند؛ لطفاً خارج از موضوع خوی دل نامه سفر سفر قبله یادداشتهای جنگی ۳۲ (حج جنگی) پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
پولیتیک جماعت خدا حسینیه خوی دفاع دل نامه ذکر شبهای رمضان شهیدانه شیعهگی یادداشتهای جنگی ۳۰ (مقاومت زنده است)
دیدگاهها
ناگهان
چقدر زود
پیر می شویم…