با اهل درد شرح غم خود نمیکنم! تقدیر قصهی دل من نا شنیدن است… – – – پینوشت: ۱. چه در حلقهی رندان در آمده باشی چه نه بدان که دل ما با یاد زنده است و بوی بلال و صدای موج و تصویر کفشهای نوئی که روی شنها فرو میشد. ۲. مخاطب خاص دارد!
سراسیمه رسیدهبود دم در اتاق و میدید که ما داریم چه کار میکنیم، شوکه شدهبود. حس میکردم اگر دستم را از روی قفسهی سینه پدر بردارم، پسر یتیم میشود. چند دقیقهی دیگر ادامه دادم. روی بدنی که مدتها قبل مرده بود اما دستکم میتوانست به پسرش القاء کند که در آخرین لحظهی عمر پدرش بالای …
آقا جان! حضرت صاحب و ضامن! این همه وقت بس که از کس و ناکس نشان راه پرسیدیم و نیافتیم حیران و سر در گریبانیم تو بیا که خود نشانمان دهی ره ز که پرسیم؟ چه کنیم؟ چون باشیم!؟
حرف “شازده کوچولو” شد و بحث در اینکه اسم اورجینال! قصه شازده کوچولوست یا مسافر کوچولو!؟ گفتم همانکه نویسندهاش آنتوان دو سنت اگزوپری است و خلبان بوده و رمان معروف “پرواز شبانه” را نوشته و …؟ گفت آره! ولی چه اسم سختی دارد این آنتوان دوسن زیزو پری! عجب حافظهای هم داری که این اسم …
تعریف کامل حج را باید در کتابهای اخلاق اسلامی جستجو کرد. هرکس بخواهد فریضهی حج را آنچنان که در کتب اخلاق اسلامی بیان شدهاست بگذارد، در حقیقت جهاد یا کاری بالاتر از جهاد کردهاست. سختی شهادت یک لحظه بیش نیست. اما در چنین جهادی هر لحظه باید خود را قربان کرد. – – – – …
اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان در اعمال و کردار شما هیچگونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد، معلوم میشود روزهای که از شما خواستهاند محقق نشدهاست… حضرت روح الله | جهاد اکبر، ص ۴۴
زلزله که آمد، شنیدم قصهی پیرزنی را که از هول ِ بلا هشت شبانه روز خواب به چشمش نیامد و اضطراب آنقدر بود که اطرافیان و اطباء چاره این دیدند که شده ولو یک شب برود و در جوار شهیدش بخوابد. زلزله که آمد، دیدم حکایت پیرزنی را که پس از هشت روز بلای بیخوابی، …
عید آمد و عید آمد… | | | یاری که رمید نــآمد…
الهی فرمودی و یک ماه لب فرو بستیم از طعام و از شراب حالا عید شده و فرمودهای | یک ساع | از قوت غالبمان فطریهی عید بدهیم که طاعتمان مقبول و روزهمان منظور نظر گردد. زکات از قوت غالب خوراکیها برای یک ماه نخوردن اگر واجب است زکات دل فروبستن از دیدار یار آشنا …
الهی؛ در این واپسین روزهای مهمانی و در این نفسهای آخر متبرک به نسیم انس رمضان بندهی بیمقدار تو که نه طاعت به سلامت به جا آورده و نه آنسان که بایسته بود حق رمضانت را ادا کرده و نه به شایستگی دامن از خرمن رمضان پر کرده… از تو که رحمان و رحیمی و …
