الهی؛ تو را به شرف قدس و شراقت مسجدالاقصی و برکتی که در حول آن قرار دادهای ما را اسباب برچیدن فساد قوم یهود از ارض مقدس فلسطین قرار بده. آنسان که در کتاب مبین و محکمت فرمودی: فَإِذا جاءَ وَعدُ أولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا أُولی بَأسٍ شَدیدٍ فَجاسوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعدًا …
الهی؛ بهزعم عاطل و عقل ناقص من تداوم دامنهی لرزهها و پسلرزههائی که این چند روزه، یک سرش در اهر و ورزقان است و سر دیگر تکانهای خفیفش در شهر ما یعنی اینکه مائی که بندهایم و باید هر از گاهی تلنگری بخوریم و به خود آئیم و متوجه پیرامون شویم، هنوز به خود نامدهایم …
آقای ثامنِ ضامن! خودت بهتر میدانی رمضان که تمام شود، دلتنگی طواف حرم تو میآید سراغ دلی که از ما ربودهاید و به هیچ چاره نمیشود الا صدور تذکرهی عبور و حضور در آستان قدس سراسر رضامندیت. حالا چه بلیط طیاره برای خراسان برامان جور کنی و چه نکنی بدان که ما گیر نیامدن بلیط …
الهی؛ من نه آن رندم که ترک ساقی و ساغر کنم! مدعی داند که من این کارها کمتر کنم. الهی؛ درست که رخت رمضانت کمکم و نرمنرم دارد جمع میشود و هنوز نرفته، دلتنگی رفتنش بغض ما را گرفته اما شمیم رحمتی که در رمضان گستردهای چنان در شامهی جانمان رسوب کرده که سخت بشود …
الهی؛ زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام بادهی گلگون خراب کن…
الهی؛ احیای شب بیست و سِیُّم که سپری میشود، دلتنگی رفتن رمضانت میآبد جای شوقی که وقت آمدنش آوردهبود. حدیث مکرر آمدن و رفتن باز و بسته شدن سفرهی ویژهای که برای رمضان تدارک دیدهبودی خیل بندهگانی که به برکت رمضان داخل غفرانت شدند و مُهر قبولی خورد پای پروندهشان همه و همه جَلوات رحمانیت …
الهی؛ گفتهای و شنیدهایم افضل اعمال لیالی قدر، زیارت سید شهیدان است. یعنی بهترین تقدیر در جوار قُرب حسین علیهالسلام است که مقدر میشود. یعنی همجواری با حسین ولو به قدر یک شب قدر، افضل از هزار ماه است. یعنی حسین هنوز و هر جا و همیشه، شاهراه ورودی به مقام قرُب توست. یعنی در …
الهی؛ از زلزلهای که فرستادی و تکانی که در جان و روح و جسممان در شب رویائی لیلۀ قدر دادی، بر میآمد که خبری در راه است. چه آنکه خود فرمودهای: اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها… + و ما در پس دهشت عظیم زلزلهی سختی که بلا بود و به قاعدهی لطف …
هر جا غصّه دار شدی استغفار کن. استغفار امان انسان است. به این کاری نداشته باش که چرا محزون شدهای، اذیّتت کردهاند؟ گناهی کردهای؟ بعضی وجود خودشان را گناه میدانند. شما میگویی چرا من درست کار نمیکنم، او خودش را گناه میداند! محزون که شدی استغفار کن. چه غم خود را داشتهباشی و چه غم …
الهی؛ به حق این لیالی در گذر از ناتوانی که عذر تقصیر دارد و دل پر بیم و چشم یاری و تو اگرش که نخواهی این حقیر عاصی در چنگال معاصی قالب تهی کند و خالی آن سان که افتد و دانی! پس کرم کن به این کم بضاعتِ دست خالی! برحمتک یا ارحم الراحمین…
