در بین حروف الفبای فارسی حرفهائی هست که ادایشان شیرین است و شنیدن آن از لب و دهن کسی که دوستش داری شیرینتر… |چ| را طوری سلیس و دقیق و شیرین ادا میکرد که روزگاری دوست داشتم همهی کلمات زبان فارسی اول و وسط و آخرشان |چ| داشتهباشند و او با ظرافتی که چاشنی کلماتش …
بسم رب الشهداء و الصدیقین. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا + گفتهاند از تو بگویم. از تو! از تو که به وسعت دریائی و من باید با از توگفتن، بحری را در کوزه کنم و این ناشدنیترین کار عالم و شیرینترین رویای من است… بگذار اول از یادت بگویم. یادت هست آن روزی که جنگ …
یقین دارم؛ ثواب و برکت بوسه بر دست و بازوی شیرمردی سبزپوش در قوارهی |علی آقای فضلی| کم از دیدار و مصاحبت با شهیدان ندارد. و دیروز، وقتی دست مردانهاش دستانم را به گرمی فشرد، شوری در جانم افکند که حس شیرین شهود شهادت تا عمق جانم دوید… خدا نگهت دارد برای ما سردار!
گولی ساجدیم دووارا بولبول اونو سووارا یازی سنله یازلادیم قیشی قالدیم آوارا…
مثل همیشه که طرحی افتتاح شود و یا آدم ویژهای با جیب پر پول و بودجه میهمان شهر باشد، سؤالات بیتمامش شروع میشود و مفتتر از گوش و مخ ما کجاست که کار بگیرد و جوانب طرح را زیر و رو کند و تهش را ختم به این سؤال همیشهگی کند که با افتتاح این …
خواستهاند که از او و دربارهی او، به قدر یک ربع از ساعت حرف بزنم. خواستهاند بگویم از اسطورهای که سر تا سر وجودم از اوست و اوست که تکتاز و ترکتاز، هر سو که بخواهد عنان دلم را میبرد… من اما این چند روز که دلمشغول چیدن و راست و ریست کردن متن حرفهائیم …
شما عکاسید؟ – نه! شغل شریفتان عکاسی نیست واقعن؟ پس این دوربین چیست در دستتان؟ – دوربین است خب! محض علاقهی شریفمان که عکاسیست واقعن! -سوال دیگری ندارید واقعن؟
آخرین پدیدههای هنری در غرب، آپارت و پاپارت هستند. خودشان این اسمها را گذاشتهاند. آپارت از اُپتیک است، یعنی اُپتیک آرت و فقط به بازیهای بصری ختم میشود؛ بازیهای چشم، آنهم فقط در حد فیزیک چشم، در حد قوهی باصری ظاهری ما و مشخصاتی که دارد. یعنی با توجه به مشخصات فیزیکی چشم، بازیهای بصری …
هر بار که نسیم هر سفری جان خسته تنی را مینوازد دل ناماندگار بیدرمان ما میل جادههای پر پیچ و خمی را میکند که ابر آلود بود و پر از دار و درخت و نمیداند ته آن جاده کسی که باید باشد، هست؟ و بعد آرزو میکند که ای کاش هیچ وقت و هیچ کجا، …
هر بار که هر پردهای را میگشایم هر سلامی که به گرمی نثار من میشود و هر دستی که به گرمی دستم را میفشارد هر تخفیفی که شامل حالم میشود از هر کس که مرا به نام تو میخواند هر حاشیهی امنی که دارم و داشتهام همه و همه رد مبارک میراث جاوید اسم بزرگ …
